117كردهاند كه مطالب و گفتههايشان بصورت ناپيوسته و جدا از هم است.
و اين كم نوشتن از جامۀ درون كعبه و پرداختن به جامۀ بيرونى، بدان جهت است كه پردۀ بيرونى در هر سال تعويض مىشود و گاهى در سال دو مرتبه و حتى سه مرتبه.
روشن است كه جامۀ برونى كعبه در آن دوران از سويى به علت ضعيف بودن پارچه و نيز نازك بودن آن، داراى قدرت و استحكام بالايى نبوده و از سوى ديگر عوامل طبيعى، مانند آفتاب، باران، گرد و غبار و باد مىتوانست تأثير زيادى بر روى اين جامهها داشته باشد. اضافه بر اينها، موقعيت قرار گرفتن كعبۀ مشرفه در ميان مسجد الحرام و در زير آسمان، كه هيچگونه سايبانى نداشت، مىتوانست عامل ديگرى براى فرسوده شدن جامههاى روى آن باشد.
در حالىكه عوامل ياد شده، به علت قرار گرفتن جامۀ درونى در فضاى داخل كعبه، در آن نفوذ نداشت بنابراين، جامۀ درونى همواره مىتوانست به مدتى طولانى، بدون تغيير و فرسودگى در اين مكان باقى بماند. آرى، مجموع عوامل ياد شده، موجب مىشد كه جامۀ درونى كعبه را در فاصلههاى دور از هم، آنهم به مناسبت تغيير سلطنت و يا خليفه از سوى شخص تازه به قدرت رسيده تغيير يابد.
گفتنى است كه تغيير جامه درونى كعبۀ مشرفه داراى نظم ويژهاى نبوده است؛ زيرا آنچنانكه ملاحظه مىكنيم ملك «صالح اسماعيل» براى بيرون كعبه در هر سال و نيز براى جامۀ حجرۀ نبوى و منبر نبوى در هر پنج سال وقفى قرار داد و در آن از جامۀ درونى كعبه ذكرى به ميان نيامده است. بنابراين با مطالبى كه بيان شد مشخص كردن سالى كه پردۀ درونى كعبه براى اولين بار در آن سال ساخته شد، كارى است مشكل.
با تحقيق و نگرشى كه در ميان نوشتههاى تاريخ نگاران بعمل آورديم، به نظر مىرسد اولين بار در دوران دوم عباسى و دقيقا در دوران ابن جبير از جامۀ درونى كعبه سخن به ميان آمده است. «ابن جبير» در سفرنامه خويش، به سال 579 هجرى، چنين نگاشته است:
«سقف كعبه از درون بوسيلۀ جامهاى از ابريشم رنگى آذين گرديده و ظاهر