197اجابت قريب است براى سلامت فرزند اسعدش من وراء است و حاشا كه از سنع جميل كه پس از يك عمر خدمت به اسلام دعاى او را مردود نمايند. الحمد لله على الحدس الصائب.
بمانيم تا هنگامى كه خود را به مكه برسانيم براى عمرۀ مفرده؟ چطور برويم؟ جمّالها كه رفتند شترها را بردند، اموال كه رفت، بروات كه رفت، آذوقه را كه بردند، چيزى باقى نمانده كه حاجى خود را تسليه بدهد، علاوه آنكه راه مخوف و همان اشرار و اشقياء جلو را گرفتهاند، اين مقصد جگر را خون مىنمود. بالاخره مذاكرات كامله با حكومت شد، گفتيم از مال گذشتيم از آنچه واقع شده فعلاً گذشته تمام مقصد راه انداختن اين قافلۀ شكسته بسته است. با اين ضيق وقت شايد بحول الله تعالى برسيم به موسم. حكومت هم مشغول اقدامات كامله شد. ثانياً شتر فراهم كردند و تدارك وجهى ثانوى با كمال زحمت شد؛ هر نفرى دو ليره مبلغى پول جمع شد و تصميم عزم بر حركت نموده، جماعتى از حاج از سلوك اين طريق خايف و منصرف شدند و از راه حيفا قاصد شدند و بدبختانه فريب خوردند و احمال خود را در شمندفر 1 كشيدند.
خداى تعالى در اين موقع يك قوت قلب و عزم راسخى به حضرت آقا عنايت فرمود كه با كمال جد ايستاده عزيمت همين راه سلطانى را به هيچ وجه نسخ ننمود و ابداً به حركت انداختند و از پولهايى كه پس گرفتند خيلى موجبات ضعف فراهم آوردند ولى آن عزم راسخ ايشان بحمدالله تعالى جبران كرد و اين نه ملاحظۀ شخصى بود انصافاً ملاحظه نوع حاج بود زيرا كه از طرف شيعيان و دوستان عوالى 2 مكرر در مكرر رسولان و قاصدان آمدند كه ما جماعتى از شيوخ عوالى خود را حاضر خدمت ساخته كه شما را با همراهانتان در مدت هفت روز برسانيم به مكه؛ ايشان مىفرمودند: ممنونم ولى چه كنم كه اين حاج بيچاره مسلوب منهوب در اين بلد غربت حيران مىمانند و البته بايد براى آن فكرى بكنم و هر قدر سعى دارم دربارۀ ايشان مبذول داريم.