195گرديد. گر نويسم شرح آن بى حد شود مثنوى هفتاد من كاغذ شود
و بالجمله جمّالها بىدين بناى سختى را به حجاج گذاردند، آن بيچارهها را از شترها مىانداختند و بارهاى ايشان را مىبردند، آن بدنهاى از گل نازكتر را برهنه و پياده هدف گلولۀ جفاى آن ظالمان از خدا بىخبر نموده مشغول چپاول خود شدند. هركس به خود مشغول است، كسى از كسى خبر ندارد، معلوم نيست كشته كيست و زنده كيست، بالاخره از آن دره سرازير شده سواد مدينه طيبه از دور نمايان شد. خط آهد نزديك رسيد، عساكر حفظه شمندفر مطلع شده براى مدافعه نزديك آمدند و با آن دشمنان دين آنكه دايم هوس سوختن ما مىكرد كاش مىبود و در آن لحظه تماشا مىكرد
لبيك اللهم لبيك وحدك لا شريك لك، ان الحمد والنعمة والعزة لك، اللهم اجعلها كفارة لذنوبنا وذخراً ليوم حشرنا ونشورنا. جان قربان آن دربدرهاى صحراى پر خوف كربلا كه چه گذشت بر آن ذراى طاهره عليهم السلام ، ولله درّ من قال: تو كمان كشيده و در كمين كه زنى تيرم و من غمين همه غمم از همين كه خدا نكرده خطاكنى
به جنگ در آمدند و ايشان را مانع از تعاقب قافلۀ حاج شدند. آن جماعت دربدر مسلوب و منهوب مجروح مقتول گرسنه تشنه برهنه روى به مدينه نهادند و با يك حالت فلاكت و ذلتى برنه و تشنه به مدينه رسيدند و در پشت مدينه نزول نموده جماعتى گلوله شده مجروح و چند نفرى مقتول؛ آن قدر ليرهها و بارها و قره پوكها و براتها و زر و زيورها و قاليچهها رفت كه قلم نوشتن آن را طاقت ندارد. لدى الورود به حكومت محليه مدينه طيبه اطلاع داده حضرت آقا با همان حالت احرام به منزل حكومت رفته تفصيل حال را بيان كردند. والى هم تمام اشغال حكومتى را كنار گذاشته مشغول تصفيه امر ايشان شد.
عساكر حفظه راه، عربها را عقب نشانده مقدارى از اموال حاج كه در اين حدود صحرا ريخته بود