191خيلى بزرگ و مشتمل بر قريب پانصد ستون است و به انواع چراغهاى كهربايى و قنديلهاى زيتونى مزين و منور است و به سنگهاى مرمر چون حرير فرش است و حصيرهاى شيرازى گسترده و از محاذى شباك جلو قبر مطهر، مسجد را به طارم آهن قريب يك زرع جدا كرده در حقيقت آن سمت دستگاه طارمى است منبر مبارك و روضۀ مطهره و محراب آن بزرگوار متصل به همين طارم است به فاصلۀ ده بيست قدم به شباك قبر مطهر، تمام خانه آن جناب محاط به همين شباك آهنى است و صندوق مطهر محاط به جامۀ فاخرى است مستطيل و مرتفع كه چيزى معلوم نيست، ما بين شباك و جامه، رواق است و شمعدان و قناديل در آنجا آويخته؛ پشت سر قبر مطهر حضرت زهراى مرضيه است، باب خارجى دارد كه كانه خانۀ على حده است. شباك پيش رو كه حضرات عامه آنجا را زيارت مىكنند برنجى و كلمات توحيد نوشتهاند، يعنى اصل شباك را مقرو ساختهاند و هر دهنه را يك روزنه گذاشتهاند و روبروى جامه لوح فاخرى آويخته كه درّ يتيم كه اليوم از قرار مذكور افخر جواهرات است بر آن لوح نصب است.
نقل شد كه جواهريان با بصيرت از تقويم آن عاجز شدند، بالاخره يك تشخيص كرده كه اگر اين الماس را طفلى مراهق به هوا پرتاب كند به قرارى كه صعود مىنمايد از حركت قسريه اين طفل همانا اگر زر بريزند بسا قيمت عادلانه آن برسد.
ستون ابىلبابه معروف به «توبه» در بين شباك است طرف مقدم. از اخبار ما مستفاد مىشود كه بايد در اين محل زيارت آن بزرگوار كرد.
و بالجمله ايام مدينه خوش گذشت، عموم حاجيان مشغول زيارات و طاعات نوعاً هم در خيمه ما آمد و رفت داشته ارجاعات مىكردند؛ مبلغى هم بابت حقوق آوردند، لهذا به جماعت نخاوله و فقراى شيعه آنجا بناى تقسيم شد، صورت آوردند رجالاً و نساء و وجوه به حضرات تقسيم شد. خداوند صاحبان خير و همت را پيوسته موفق بدارد و موجبات ترفيه فقرا را مهيا فرمايد. همه شب در حسينيه نماز جماعت مفصل و منبر منعقد و پس از آن منزلها و منازل حاج مىرفتم و شام را در منزل خود صرف و بعد از فريضۀ صبح به حرم مطهر مشرف مىشدم.
روز جمعه كه محملها و حاجىها از راه شرقى حركت مىنمودند به زيارت حضرت حمزه