180
قُطنى 1
نزول: ساعت قريب هفت تخميناً؛ خروج: ساعت اول آفتاب روز بعد
معمورۀ خوبى است ولى آنقدر نعمى ندارد، هندوانه و انار دارد، خيمه و دو سه خيمه ديگر از خيام حاج دور افتاد بواسطه طول مسافت و خستگى قاطرها، فى الجمله بر حجاج بد گذشت. بحمدالله به سلامتى وارد شديم، منازل بعيده كه محل خوف و خستگى بود تمام شد، آنان كه از راه حلب رفتند از اين جهات آسوده بودند. سيبزمينى فرد اعلى موجود بود، خورش را با سيبزمينى طبخ كردند خيلى لذيذ شد، جاى احباب خالى بود.
از خوف سارقين رذل و پست تمام شب را كشك به عهده حاجى سين شيش و عكامها گذاشته شد. فرياد الحفاظ بلند بود. ساعت نه از شب خواب به اوج اعلى طيران كرد، برخاستم جايى مرتب كردم، ساعتى حفظ سحر بردم؛ طرف صبح نماز خوانده سوار شديم، تا قطيفه غالباً در قراء و صحارى معموره عبور مىنموديم. نخست به قريهاى رسيديم خيلى خوش وضع و خوش زراعت، جيروت مىنامند. بسيار شبيه به اراضى و قراء و دهات اصفهان است. از آن گذشته به قريۀ ديگر عبور كرديم، در وسط خانهها، كوچه وسيعى گذشتيم.
قُطيفه
نزول: ساعت چهار از روز؛ خروج: ساعت شش از شب
آبادى دلنشين كثير النعمه خوش هوايى است، بوى شام از اينجا استشمام مىشود، چشمۀ آب بسيار غذب و زلالى دارد، انجير و گردوى فراوان؛ لدى الورود انجير وافرى آوردند، خريديم و خورديم. لباس و رفتار اهالى به طرح شام است و خانههاى نظيف، مردمان زنده دل قوى البنيه لين العريكه دارد. جامع بزرگى از سنگ بنا كردهاند. مرغ و نان فراوان و خيلى خوب، وارد قريه شده خانهها را تماشا كرده مرغ زياد ملاحظه كرده در فكر صيادى افتاد. به هر تدبيرى بود هشت يا ده دانه مرغ خريده گردوى فراوان، فسنجان رُبّ ترتيب داده حملهدارها و بعضى رفقا حجاج را دعوت كرده شام مفصلى صرف كردند.