179مجيدى مژدگانى داد بحمدالله پيدا شد، عساكرى كه از دير همراه بودند قبض سلامتى گرفته مرخص شدند. اول آفتاب روى به راه نهاده حركت كرديم، باز مفسدين و مرجفين ارجاف كردند كه عزو بين راه است؛ گويا محض تعطيل اين شب بود.
بياضه
نزول: ساعت شش از دسته يعنى تقريباً قريب ظهر؛ خروج: يك ساعت و نيم از شب گذشته
بيابانى است شبيه به جلگههاى ايران محاط به كوههاى متوسط، بته يوشن 1 زياد است، چاهى حفر كرده و قلعه عسكريه مختصى بنا شده. ناهار بادنجان و كشك خيلى لذيذ صرف شده به جهت شام هركس تدارك خود را در كجاوهها همراه برداشت. تقريباً هفده ساعت در حركت بوديم، قاطرها چندان در تعب شدند كه چند رأس از آنها كمرى شده رفتند.
قريتين
معمورۀ كثير النعمتى است بالنسبه مديرنشين، اهالى آن نوعاً مسلم شافعى مذهب، نصرانى هم زياد دارد، انار و انجير و انگور سياه خيلى اعلاى ارزان دارد. عوض ناهار تفكّه 2 به همين اثمار كرديم. طرف عصر در معمورۀ گردش و در جامع تحيَّتى بجا آورده برگشتيم. تدارك شب با كمال عجله ديده شد، مختصر مرغى مرتب است. ارض مستعدى دارد، عيون جاريه قريب به ده دوازده تا مىشمردند. مردمان قوى البنيه ملاحظه شد. هواى آن اقرب به اعتدال است، درخت كبوده و تبريزى در اين منازل مشاهده گرديد. طول مسافت، تعب فوق تعب، لكن كجاوه راحت است.