175تدمر و ما ادريك ما تدمر؛ در دامنۀ كوهى عمارت جبال كردهاند، دشتى وسيع و ارض مستعدى در جلو دارد، عمارات حجرى كه در اين موضع مرئى است از اقدم و اعجب صنايع بشر به شمار است، بلكه جماعتى را عقيده آن است كه فوق طاقت بشرى است، از ابنيه عفاريت و اجنه مىدانند و احداث آن را از حضرت سليمان نبى عليه السلام مىدانند و يحتجون لذلك بما انشاه النابغه 1 الذى كان من شعراء الجاهليه: الا سليمان اذ قال المليك له
لكن اين عقيده را گواه صادق محكمى نيست، مضافاً الى آنكه صور و نقوش مجسمات ملاحظه گرديده كه حكايت از سلاطين دوران مىكند. وبالجمله وصف عظمت ابنيه آن را نمىتوان به تحرير در آورد، همين قدر: در جهان دنگ و دنگ بسيار است سنگ بالاى سنگ بسيار است
جملۀ عمارات آن را تعدادش مشكل و ما را فرصت تحقيق نبود، ولى چند اساس عظيم آن را مجملاً مىنويسيم.
يكى آنكه فعلاً اهالى قريۀ ساكن در خلل و فرج آن هستند، باب اولى آن، ارتفاع محير العقولى دارد و كانۀ پنجاه زرعشاه، احجار عظيمه بر بالاى يكديگر استوار كردهاند و درب كوچك متعارفى دارد داخل قريه مىشوند و در ظَهْر همين بنا در صوب داخل علامت سر درب اصلى موجود است، دو ضلع دنه از نسگ يكپارچه منبت هر يك قريب دوازده زرع شاه باقى است كه يكى از آنها از پا افتاده، همين كه بالنسبه ملاحظه مىشود معلوم مىشود اين بناى باب حالى متأخير از اين مخروبۀ فعلى است و آن لطافت تعميرات ديگر را هم ندارد.
سنگى بالاى باب مخطوط است ولى لا يقرء؛ خلاصه داخل قريه شديم به باب دويم رسيديم، آن هم عالى است، جامعى در آن است، داخل شده، افخر ما فيه آنكه شاهنشين مسجد كه طولش هشت قدم و عرضش شش قدم و فيه المحراب مسقف است به يك حجر