171
بانگ گاوى كه صدا باز دهد عشوه مخر
سامرى كيست كه دست از يد بيضا ببرد 1
و بالجمله مجالس انس اين دو سه روزه غالباً خالى از صحبت علمى نبود. ضمناً سئوال ديگر از مشار اليه فرمودند كه درماند و هو انه: ورد عن النبى صلى الله عليه و آله ان الخليفة بعدى اثنى عشر؛ من هؤلاء غير ما يقوله الاماميه؟ فلم يقدر على الجواب حيث علم انه وقع بين المحذورين؛ اما تصديق الخلفاء الذين تصدوا الامر حتى يزيد بن معاويه و هو افسد قيل يؤخذ به، و اما تصديق الائمه الاثنىعشر الذين يقولون بها الماميه. چه جاى صحبت نامحرم است مجلس انس سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد
بگذرم از اين مقال كه منافى وضع رحله است. محض اشاره تحرير رفت.
دير را زور نامند؛ سئوال كردم: اين همان دير معروف است كه بات فيه رأس الحسين عند الراهب؟ اجاب أن فى الجامع العمرى محل عند المنبر يزورونه بعض العجم ويقولون أنه مشهد رأس الحسين عليه السلام ويشم فى بعض الليالى المحترمة رائحة طيبة. وحكايتى خادم مسجد مزبور كه از اعيان بلد و ساعتساز است به جهت يكى از رفقا نقل كرده كه مجملش اينكه شبهاى متبركه در مسجد هياهو و رفت و آمدى مىشود و من خود هر شب در مسجد بيتوته مىنمايم و خود پيغمبر صلى الله عليه و آله را زيارت كردم و به همين واسطه شيعه شدهام؛ والله العالم.
مدت وقوف در دير طولانى شد، رفته رفته توليد خلاف در تعيين طريق حلب و شام در گير شد، كار سخت شد، حملهدار دامن همت به كمر زده كه مقصود خود را انجام بدهد، از راه شام برود، حاجيان از مسافت بعيده منازل و نبودن آب شيرين در تك و تاب افتادند. حضرت آقا پيوسته به ملايمت و مساعدت فصل خصومت را استقبال مىفرمايند. مجالس مذاكره و مشاوره به طول انجاميد. بعد اللتيا والتى مقرر داشتيم كه تفاوت ضرر حملهدار را حاجيان متحمل شوند، هر فرى چهار مجيدى و نيم قرار شد بدهند، جمعى از آنها صورتاً