167
ابوكمال
نزول: ساعت يك از دسته؛ خروج: ساعت هفت از شب
قصبهاى است، معمورۀ آن جديد البناء، قائم مقام نشين، تعيين آن از نفس اسلامبول مىشود. عدۀ نفوس آن آنقدر قابليت ندارد، ولى اعراب حوالى آن بدويان زياد هستند؛ عمل معاملات با آنها است. خيام حاج در خارج آن در صحراى وسيعى زدند. هيئت جماعت از مفتى و نقيب و رئيس بلديه و ساير اشراف ساعتى بعد از ورود به خدمت رسيدند و تمنى گرفته 1 پذيره شدند و رفتند. در تمام كسبه و اهالى يك نفر شيعه حسين نام از كسبه آنجا است، اصلاً كربلايى است. نان اين منزل از همۀ منازل بهتر بود. ناهار را آبگوشت صرف كرديم و لله الحمد على كل حال. امروز صبح قريب به همين منزل چشم زخم مختصرى رسيد و بحمدالله به خير گذشت. قاطره كجاوه آقا با كمال قوت و ضخامت كه داشت در زمين هموار سر رفت و كجاوه را به زمين زوده فوراً خود را از كجاوه بيرون انداخته چيزى واقع نشد، والحمد لله اولا و اخراً، بعد از شط، قريب يك ميدان. گل زحد برده تنعم زكرم رخ بنما مهر و مينا زد و خوش نيست خدا را بخرام
صالحيه
نزول: ساعت چهار از دسته؛ خروج: ساعت دو و نيم از شب
مركز عسكريه بر شاطى فرات، معدودى سكنه، عمده بدويان رفت و آمد دارند؛ زراعت مختصرى با كمال طراوت در منظر و مرئى بود. گوسفندى جناب مدير خريده و افق سياسى را پر از رعت و برق كردند، ما هم با كمال تمكين گوش داده تصديقات بلا تصور مىنموديم. ناهار صرف شده، شام فاخرى به جهت شب ترتيب دادند. در حوالى غروب حاجى خلف حملهدار ملحق شده دستۀ حاجيان خود را جدا كرد. بيچاره شيخ قزوينى كه پياده با كاروان ما مىآمد در راه مانده به ما نرسيده، خيلى مضطريم كه اين بيچاره چه بر