166ضعفى روى دهد فوراً در هر يك از عقبات به زمين مىخورد و آيا كسى باشد دست او را بگيرد و دوباره به جايش اندازد يا نه؟ يا على مدد، مگر به كمك تمسك به ذيل ائمه اطهار عليهما السلام چاره نمايد. ناز پرورده تنعم مبرد راه به دوست عاشقى شيوه مردان بلاكِش باشد
نهيه
نزول: ساعت چهار و نيم، خروج: ساعت شش از شب
قلعهاى است در شاطى فرات، مركز معدودى از عسكر محافظه، شايد چند نفرى هم ساكن باشند، بر قفرى است، ولى هوايش بالنسبه خوب و لطيف بود.
گائم
(گويا مهمل قائم)
نزول: ساعت سه و نيم از دسته، خروج: ساعت هفت از شب
قلعهاى است در شاطى فرات مركز عسكر محافظه، از زراعت و جمعى سكنه در اطراف شط خالى نيست، مدير نيشين است، قاضى و مدير از حلب معين مىشود، در اين نقطه سر حد عراق تبديل به حدود حلب مىشود، خيام حاج را در دامنۀ صحرا دور از شهر زدهاند، در طرفين شط جنگلهاى طبيعى و اشجار گز زياد است. هندوانه هم مىگويند دارد. در اين صحرا عمده بدويان ساكناند، برههاى فربه داشتند، نان بسيار بدى دارد كه مأكول نبود، چون ما تدارك نديده بوديم و نزديك ظهر هم به منزل رسيده بوديم امر ناهار مرتب نبود، لوبياى ريزه كه عصرانه معمول است خريده داديم طبخ كردند و قدرى خورديم، مابقى اشتها را براى شب گذاشتيم. هل سبيل للتلاقى