148كرده بود كه توانستم تمام مسافت را بدون زحمت و خستگى با پاى پياده طى نمايم.
داود كريمى زائر ايرانى شاغل در ايتاليا:
با توجه به تسلط نسبىام به زبانهاى خارجى موفق شدم در اين سفر با حجاجى با مليتهاى مختلف تماس حاصل نمايم، مانند سودانىها و ديگران. يكى از جالبترين اين برخوردها در مسجدالحرام اتفاق افتاد؛ با تسبيح به ذكر گفتن مشغول بودم كه ديدم جماعتى مركب از زائران سودانى و سوماليايى كه نظارهگر بودند پيرامون اين عمل من به اظهار نظر پرداختند، يكى از آنها گفت: دارد با تسبيح بازى مىكند و ديگرى كفت دارد مىشمارد و من با توجه به اينكه كاملاً مىفهميدم آنها چه مىگويند، خندهام گرفت. آنها هم از عكسالعمل من متوجه شدند كه من با زبان آنها آشنايى دارم لذا جلو آمدند و از من پرسيدند چه مىكنى؟ گفتم: مشغول گفتن ذكر صلوات بر پيامبر و آل او هستم و اين تسبيح را هم از جايى خريدهام كه پسر فاطمه زهرا عليها السلام در آنجا دفن است. با گفتن اين مطلب و با توجه به اطلاعاتم از مردم اين دو كشور و علاقۀ آنان به اهلبيت عليهم السلام هيجانى را در آنها ملاحظه كردم. سپس آنها علاقمند شدند كه مليت مرا بدانند و من هم گفتم: فكر مىكنيد كجايى هستم. هريك از آنان چيزى گفت اما هيچكدام به نام ايران اشاره نكردند. نهايتاً گفتم من از يك كشور اسلامى هستم، كشورى كه به واسطۀ عمل به احكام اسلام و سنت پيامبر مورد بيشترى آزارها از سوى دشمنان اسلام قرار گرفته است. و مطالبى را در همين ارتباط بيان مىكردم كه يكى از آنها گفت: شما حتماً ايرانى هستيد.
شعر حج
حسن ختام نوشته ما ذكر دو نمونه شعر از حاجيان شاعرى است كه امسال در اين سفر روحانى ابياتى سوردهاند:
اسماعيل عشق
عيد قربان است و هنگام دعا