101استفادۀ همه است. مسعودى و ابوالفرج اصفهانى نيز گرچه شيعهاند - اما نه شيعه امامى - اما معتدلند و آثارشان جاودانه و جهانى. بهترين نمونه راغب اصفهانى است كه نمىتوان مذهب خاصى را به او نسبت داد. همينطور صاحب بن عباد كه شيعه معتزلى و در هر حال معتدل است. نمونۀ واضح شيعه امامى معتدل سيد رضى است. او با تدوين نهج البلاغه اين موضع خود را آشكار كرد و در كتابهاى ديگرش نيز روش معتدل خود را حفظ نمود. به همين دليل نهج البلاغه در دواير شيعه و سنى مطرح شد و علاقمند به اعتدال در قرن هفتم و هشتم شروحى بر آن نگاشتند. علاء الدوله سمنانى نيز كوشيد تا براساس حديث غدير و نهج البلاغه شيوۀ معتدلى را دربارۀ صحابه و مسأله ولايت و خلافت مطرح كند. بعد از سخنرانى من، آقاى واعظزاده گفت از حيث مطلب سخنرانى خوبى بود.
سخنران بعد از بنده آقاى شيخ صفر جوشقون بود. او از طلبههاى سابق قم و تركيهاى الاصل و فعلاً مقيم برلن است. وى گفت كه هيچ قومى از تفرقه سودى نديده است. دليل همۀ اين اختلافات نيز اين است كه پاىبند به قرآن نبودهايم. بندگى خدا كه اساس دين است ميان همه مشترك است و نيز دربارۀ رسالت رسول و اطاعت از او نيز اختلافى نداريم. ما بايد كتابالهل و سنت رسول را مبناى حل اختلافات خود قرار دهيم.
سخنران بعدى آقاى صابرى همدانى بود. او گفت: عامل اساسى براى از بين بردن مشكلات و ذلت فعلى مسلمانان چيزى جز تقريب نيست. آغاز تقريب هم درست از همانجاست كه اختلاف بوجود آمده است. سخنران بعدى شيخ عبدالصمد از زاهدان بود. وى تعريف دين را همان «فطرة الله التى فطر الناس عليها» دانست. دين همان امر فطرى است كه قرآن از آن سخن گفته و دور شدن ما از فطرت سليم، خلاف دين است.
يك مشكل مهم آن است كه معيار درستى دين را اشخاص مىگيرند و آنها را به جاى قرآن و سنت قرار مىدهند و خودشان را اسير مىكنند. ما همه بايد با حزبگرايى مخالفت كنيم، ثانياً علماى شايسته فقيه بايد مطالب را درست بشناسند و مسائل را بيان كنند. جلسه با اذان ظهر خاتمه پيدا كرد. آقاى جعفر الهادى چند دعا كرد و همه آمين گفتند.