460است؟ اين حج به دل من نمىچسبد. هرگاه توانستم از دسترنج خودم پولى تهيه كنم، آنگاه به حج مىروم.» يكى از آقايان نشسته بود و گفت: آقا، مردم اين همه پول مىدهند و اختيار آن با خودتان است. ايشان فرمود:
اين پول خمس است، سهمى از آن براى سادات و سهمى براى شهريه طلبهها است، لذا اين پول براى من نيست؛ ما مانند صراف هستيم و بايد پول را رد كنيم. بنابراين من هنوز مستطيع نشدهام. استطاعت بدنى اگر لازم است، استطاعت مالى هم لازم است و من هنوز از نظر مالى مستطيع نشدهام.
جالب است كه بدانيد پس از رحلت ايشان حدود دويست نفر به نيابت از ايشان به حج مشرف شدند.
اين افراد با شما در ارتباط بودند؟
خيلى از افرادى كه من اصلاً آنها را نديده بودم، به من تلفن مىكردند و مىگفتند به نيابت از ايشان به حج رفتهاند!
آقايى از سيرجان تلفنى تماس گرفت و گفت: من آهنگر هستم و هرسال به حج مىروم و كارگرى مىكنم و وضعم هم خوب است. امسال وقتى مىخواستم به حج مشرف شوم، يك شب خواب ديدم كه از پشت پرده صدايى آمد و به من گفت: تو خيلى به حج مشرف شدى، امسال حج خود را به فلانشخص بده. البته من تا بهحال پدرتان را از نزديك نديدهام فقط عكسهايشان را ديدهام، از اين رو اجازه دهيد من به قم بيايم و از كنار قبر ايشان [ به حج] مشرف شوم.
شما مشرف شدهايد؟
بله.
در اولين سفرى كه مشرف شديد، به كجا بيشتر دلبستگى داشتيد؟
آقا عنايت داشتند و مىگفتند كه طورى بروم كه مدينهقبل باشم و بتوانم از مسجد شجره مُحرم شوم، چون به آنجا خيلى عنايت است. ولى مكّه خيلى حال ما را منقلب