327آمدن و فروريختن ارزشهايى كه استعمارگران، آن را تنها راه خوشبختى بشر وانمود مىكردند، خودآگاهى اسلامى را در ميان تودههاى مسلمان ريشهدار ساخت و ناكامىهاى پىدرپى مستكبران در پوشاندن و خاموش كردن اين فروغ الهى، نهال اميد را در دل ملتهاى مسلمان بارور ساخت.
نگاه به فلسطين امروز - كه در آن دولتى پايبند به اصل بىخدشه «آزادى از اشغال صهونيستى» بر سركار آمده - و مقايسه آن با غربت و انزوا و ناتوانى ملت فلسطين در گذشته، نگاه به لبنان كه مسلمانان از جان گذشته در آن توانستند ارتش مجهز اسرائيل را با همه كمكهايى كه آمريكا و غرب و منافقان به آن مىرساندند، شكست دهند و مقايسه آن با لبنانى كه صهيونيستها هرگاه اراده مىكردند تا هركجاى آن بىهيچ مانعى پيش مىرفتند، نگاه به عراق كه ملت غيور آن بينى آمريكاى مغرور را به خاك ماليده و ارتش و سياستمدارانى را كه با كبر و نخوت، از مالكيت خود بر عراق دم مىزدند، در باتلاقى از مشكلات سياسى و نظامى و اقتصادى گرفتار ساخته است، و مقايسه آن با عراقى كه حاكم خونخوار آن به پشتگرمى آمريكا، نفسهاى مردم را بند آورده بود، نگاه به افغانستان كه همه وعدههاى آمريكا و غرب در آن، فريب و دروغ از آب درآمده و لشكركشى كم نظير جبهه متحد غربى در آن، جز ويرانى كشور و فقر و كشتار مردم و اقتدار روز افزون مافياى مواد مخدر به بار نياورده است.
و بالاخره نگاه به جامعه جوان در كشورهاى اسلامى و نسل روبه افزايشى كه با گرايش به ارزشهاى اسلامى و نفرت روزافزون از آمريكا و غرب درحال رشد و بالندگى است؛ نگاه به اين همه مىتواند بخت واژگون و سياستهاى شكست خورده مستكبران غربى و پيش از همه آمريكا را به درستى به تصوير بكشد و شكلگيرى هويت متحد اسلامى را نويد دهد.
اكنون دولت آمريكا و سرمايه سالارى غرب و فعالان مفسد صهيونيست حقيقت زنده بيدارى اسلامى را حس مىكنند و با اعتراف به اين كه سلاح و قدرت نظامى در برابر اين حقيقت، كارآيى ندارد، همه توان خود را در حيلهها و شيوههاى سياسى به كار