195رضا عليه السلام را به خراسان ببرند.
رجاء بن ابىالضحاك، از خويشان نزديك فضل بن سهل بود و همين امر شايد مؤيد اين مطلب باشد كه فضل بن سهل در كار ولايتعهدى حضرت رضا عليه السلام دخالت داشته است.
در روايات شيعه آمده است كه مأمون به حضرت رضا نوشت تا از راه بصره و اهواز و فارس به خراسان برود، نه از راه كوفه و قم. دليل اين امر را كثرت شيعيان در كوفه و قم ذكر كردهاند؛ زيرا مأمون مىترسيد كه شيعيان كوفه و قم بهدور آن حضرت جمع شوند.
اين مؤيد آن است كه عامل فراخواندن حضرت رضا به خراسان عاملى سياسى بوده و مأمون مىترسيده كه كثرت شيعيان در كوفه يا قم سبب شود تا آن حضرت به خلافت برسد و رشتۀ كار بهكلى از دست مأمون خارج گردد.
شخصيت ملكوتى و مقام شامخ علمى و زهد و اخلاق حضرت رضا عليه السلام و اعتقاد شيعيان به او سبب شد كه نهتنها در مدينه، بلكه در سراسر دنياى اسلام بهعنوان بزرگترين و محبوبترين فرد خاندان رسول اكرم صلى الله عليه و آله مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترين پيشواى دين بشناسند و نامش را با صلوات و تقديس ببرند. بيست و چند سال بيش نداشت كه در مسجد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله به فتوا مىنشست. علمش بىكران، رفتارش پيامبرگونه و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام بود.
در روايت آمده كه چون مأمون از امام عليه السلام خواست تا به خراسان بيايد، آن حضرت براى وداع با قبر پيامبر صلى الله عليه و آله داخل مسجد شد و مكرر با قبر آن حضرت وداع مىكرد و بيرون مىآمد و دوباره برمىگشت؛ در حالى كه صداى آن حضرت به گريه بلند بود...
جماعتى از اصحاب حضرت امام رضا عليه السلام چنين نقل مىكنند كه حضرت فرمود:
«زمانى كه مىخواستم از مدينه بيرون بيايم و بهسوى خراسان حركت كنم، اهل و عيال خود را جمع كردم و به ايشان دستور دادم كه بر من گريه كنند، تا صداى گريه ايشان را بشنوم» 1.