91بدين شهر وارد مىگردد.بنظر مىرسد كه تجارت آن در صدفهاى لؤلؤ و مرجان،يُسر، تسبيح،پارچههاى ابريشم،عطر،ادويه،حبوبات،ظروف،پوست،سجاده،فرش و آنچه كه مورد نياز حاجيان است،مىباشد.
امّا تجارت اساسى و مهم آن شهر در زمينۀ حبوبات،به ويژه گندم و آرد گندم بود زيرا كه پايۀ زندگى مردمان سرزمين عرب از شمال تا جنوب نيز به اين دو وابستگى دارد؛ اين دو محصول از كشورهاى هند،مصر،شام،ايران،جاوه و جزانيها،بدين شهر وارد مىگرديد.بازار شهر،از جنوب تا شمال آن امتداد داشت كه در ادامه مغازهها به خانههاى كنسولهاى دولتها منتهى مىگرديد،زيباترين ساختمانهاى جدّه در اين بخش شهر بنا گرديده كه در اين ميان خانۀ نمايندگى روسيه را بعنوان زيباترين خانۀ اين شهر مىتوان به شمار آورد،زيرا اين خانه با سبك جالب و زيبايى بنا گرديده و در آن پنجرهها و بالكن هايى بكار رفته است كه نشان دهندۀ عظمت و ابَّهَت ساختمانهاى عربى باستان بود، آنچنانكه هر بينندهاى در ذهن خود تصوّر مىكرد كه در مقابل كاخ«رُصافه»در بغداد ايستاده است.جايگاه پليس در مقابل اين خانه واقع شده است و در كنار آن،مركزى براى پستِ نگهبانى بود،اين مركز از اتاق كوچكى تشكيل گرديده بود كه بوسيلۀ مانعِ چوبى سادهاى كارگران را از كارفرمايان جدا مىنمود و در كنار آن نيز مركز تلگراف قرار داشت.
بازرگانان شهر جدّه را مردمان بومىِ آن تشكيل مىدادند كه علاوه بر بوميان، حضرموتىها،هندىها،ايرانيان،بخاريها و تركان نيز فعاليت داشتند،ليكن اين گروه،تنها در موسم حج بازار تجارت شان گرم مىشد.
در جنوب شهر شخصى از تركها دستگاهى داشت كه چرخهاى آن بوسيلۀ انرژى نفت به حركت در مىآمد و با دستگاه ياد شده غلات را آرد مىكرد و دستمزدى كه در مقابل هر پيمانۀ جده (معادل سه اقّه) 1دريافت مىكرد برابر با (سه قروش مجيدى) بود و با اين حال صاحبِ آن پيوسته شكايت درآمد اندك در مقابل خرجِ زياد دستگاه و ادارۀ زندگى خود را داشت.
جمعيّت اين شهر تعدادشان تاكنون بصورت رسمى اعلام نگرديده است ليكن