55كردند و تا سال 296 هجرى آن را در تصرّف خويش داشتند،از آن پس،دولت عبيديان(علويان) در آن به وجود آمد،كه همچنان بر آن حكومت مىكردند و در سال 355 هجرى در دوران«معزّ لدين اللّٰه»،بر مصر دست يافتند،سپس معز در سال 361 هجرى به مصر رفت و قاهره را پايتخت خويش قرار داد.وى«يوسف بكلين بن زيرى صنهاجى»را بر افريقيه والى قرار داد و تونس تا سال 542 هجرى همچنان در دست صنهاجيان قرار داشت تا اينكه در اين سال پادشاه سيسيل (صقليه) بر بيشتر سرزمينهاى تونس دست يافت،از اين رو امير«يوسف بن عبدالمؤمن»پادشاه مراكش،با لشكريان موحدين،به سوى تونس آمد و در سال 555 هجرى پس از اينكه آنان را از اين سرزمين بيرون راند خودش حكومت آن را به دست گرفت.تونس تا سال 603 هجرى در دست جانشينان او قرار داشت ولى در اين سال دولت حفصيان در آن پديد آمدند كه تا سال 982 هجرى شالودۀ كار حكومت اين سرزمين را در دست داشتند.در اين هنگام كشتىهاى جنگى دولت عثمانى به سوى اين سرزمين آمدند و آن را تسخير نمودند و از اين پس واليانى به نام دايى،از سوى دولت عثمانى بر آن گماشته مىشد،تا اينكه ولايت آن در دست«حسن بن على پاشا»-سر سلسلۀ دولت حسينيه،به سال 1117 هجرى-قرار گرفت.از اين پس اين سرزمين در دست فرزندان او بود تا اينكه سرانجام در سال 1276 هجرى به دست باى محمّد صادق پاشا قرار گرفت.در اين دوران،دولت فرانسه مىكوشيد تا تونس را به حكومت خود در الجزاير ملحق نمايد،از اين رو وزير محمّد صادق پاشا به نام(مصطفى بن اسماعيل) را خريد.
دولت فرانسه در اين پيشنهاد به او گفته بود در صورتى كه اين كار را انجام دهد او را به عنوان«باى»يا والى تونس منسوب خواهد كرد.
اين فرد پست (مصطفى بن اسماعيل) از اين پس در كشور تخم نفاق و دورويى پاشيد و همواره دسيسههاى فراوانى به كار مىبرد كه اين سرزمين را از حيطۀ نفوذ دولت عثمانى خارج نمايد.وى بدين منظور به روشهاى گوناگون دشمنى از دولت عثمانى را در دل محمّد صادق پاشا به وجود مىآورد و مردم را نيز از حملۀ دولت عليّه به سرزمينشان، مىترسانيد.اين فعاليّتها ادامه يافت،تا آنجا كه از فرانسه براى پشتيبانى كشور،استمداد