461جنس گرانيت سياه مىباشد و در اطراف آن نردهاى چوبين و به شكل مربع قرار دارد كه طول آن از شرق به غرب،17/70 متر و عرض آن،13/5 متر و ارتفاع آن در حدود دو متر مىباشد.در گوشههاى اين نرده،محرابهايى به سوى قبله قرار داشته كه يكى از آنها «محراب ابراهيم»،ديگرى به«محراب داود»و ديگرى به«محراب على عليه السلام»نامگذارى شده است؛ليكن تسميۀ اخير را نمىدانم چرا قرار دادهاند زيرا شنيده نشده است كه حضرت على عليه السلام به بيت المقدس آمده باشند.
اين صخره داراى كشيدگى خاصى است كه همانند زبان به سوى قبله و كمى متمايل به شرق است.در اين باره اقوال فراوانى به ميان آمده است:از آن جمله اين كه اين سنگ در شب معراج به رسول خدا صلى الله عليه و آله سلام كرده است! در زير اين زبان،شكاف كوچكى قرار دارد كه به وسيلۀ پانزده پله باريك،به انتهاى آن راه دارد.اين غار داراى چهار متر طول و سه متر عرض مىباشد و ديوارهايى كه در اطراف آن بنا گرديده به شكل مربع مىباشد كه در سقف اين غار فضايى وجود دارد كه به پشت صخره راه دارد.اين مكان،جايگاه تقديم قربانىهاى حضرت ابراهيم عليه السلام و جانشينان وى،به درگاه خداوند به شمار مىآمده است و به همين علت،اين صخره مقدس گرديده است.در برابر فضاى ياد شده و در كف زمين غار،چاهى قرار داشته است كه هم اكنون به وسيلۀ سنگفرش پوشيده شده است.
اين چاه به نام«جُبّ الارواح»يا«چاه ارواح»مىباشد.مردم حكايت و داستانهاى فراوانى را درباره اين چاه مىگويند كه بيشتر به خرافات نزديك مىباشد.
شايد علت نامگذارى آن به جهت فرو ريخته شدن خون قربانىها در آن بوده و نيز ممكن است مردم پيشينيان هداياى گران بهاى خود را كه به اين صخره هديه مىكردهاند در آن مىانداختهاند.همانند چاهى كه بيش از اين بدين منظور در درون كعبه قرار داشته است.بر پشت صخره از سوى شرق،آثار دوازده جاى قدم ديده مىشود.مسيحيان قرون وسطى،آن را به حضرت عيسى عليه السلام نسبت مىدادند و هنگامى كه مسلمانان بر بيت المقدس چيره گرديدند اين آثار را جاى پاى رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام شب معراج مىدانستند.اين فرورفتگىها داراى نظم خاصى نيست،ليكن مىتوان گفت:تقريباً در يك خط مستقيم قرار دارند.در ميان اين جاى پاها،شكافى قرار دارد كه كسى نمىتواند