456و مقامهاى عالى رتبه كشورى و اعضاى مجلس شوراى قانونگذارى و در مقدمه آنان پرنس«حسين كامل پاشا»(كه رئيس آنان به شمار مىآمد) گرديده بود.
به طور كلى مىتوان گفت كه تمامى قدرتمندان مملكتى،در اين جايگاه گرد هم آمده بودند،استاندار مصر و فرماندار،مسؤول نظم اين مراسم بودند،هنگام توقف قطار، خديو از آن خارج گرديد و بر روى سكوى ايستگاه كه همچون عروس آذين گرديده بود، ايستاد.ابتدا با يكايك افراد حاضر دست داد و پس از آن بر كالسكۀ خويش سوار گرديد، اين در حالى بود كه رييس هيأت وزيران در كنار ايشان قرار گرفته بود.كاروان در ميان شليك توپخانهها و آهنگ گروه موزيك ارتش مصرى،به حركت درآمد.در اين ميان گروهى از سپاهيان ارتش ويژه،كه ايستگاه را به محافظت خويش درآورده بودند،به دنبال كاروان به راه افتادند.خديو در ميان جمع كثيرى از مستقبلين كه تعداد آنان به شمار نمىآمد،به سوى كاخ«عابدين»به حركت درآمد.اين جمع در صفوفى فشرده در حالى كه پيشاپيش آنان مردانى از پليس قرار گرفته بودند،در دو سوى مسير ايستاده بودند.
هرگاه كالسكۀ خديو از برابر اين گروه عبور مىنمود،مردم با هلهله و غريو شادى از پادشاه محبوب خود استقبال مىكردند.اين غريو شادىها آن چنان با صداى بلند بود كه گويى اطراف شهر قاهره را به حركت درآورد؛به طورى كه تا آن زمان نظير آن ديده نشده بود.
مغازهها و فروشگاههاى دو طرف مسير در حالى كه پرچمهاى گوناگون را به اهتزاز درآورده بودند،از آن كاروان استقبال مىكردند.
در اين هنگام،كالسكه به ميدان«اوپرا»رسيد كه جمع بسيارى از مردم از طبقات مختلف در آن جا گرد آمده بودند.يكى روى زمين ايستاده بود و ديگرى روى اتومبيل خود و آن يكى بر روى كالسكهاش و افراد بسيارى بر روى بالكنها و پنجرهها،آن چنان جمع گرديده بودند كه از قدرت شمارش آن خارج بود.
مردم از زن و مرد،مصرى و خارجى،همه در آن مراسم گرد آمده بودند.اين در حالى بود كه همگى با ورود خديو،غريو شادى و هلهله خود را آن چنان به آسمان بلند كرده بودند كه زمين و زمان را به لرزه در آورده بود.