430آنجا وجود ندارد،سپس دهكده وجه مىباشد كه مسافران پس از اين دهكده،از راه دريا و يا خشكى به سوى«سوئز»حركت مىكردند.
راه ينبع:اين راه،بيشتر از راههاى ديگر مورد استفاده قرار مىگيرد و اغلب حاجيان مصرى،روسى،مغربى،سودانى،يمنى،جاوهاى،هندى و جز اينها،از اين راه استفاده مىنمايند؛اين راه به دو شعبه تقسيم مىگردد:
نخست پيش از«حمراء»كه از منطقه«ينبع النخل»عبور مىكند و ديگرى«ينبع البحر»كه پس از الحمراء به آن جا مىرسد.اعراب اين سمت از قبيلۀ«جهينه»هستند؛ زمين آن پوشيده از ماسههاى نرم مىباشد.شعبه ديگرى بعد از«حمراء»است و از«نقب الفار»(نقب على) مىگذرد،اين گذرگاه كه راهى سخت و دشوار است از ميان دو كوه بلند راهى دارد كه در ميان مسير آن به طول دو كيلومتر،درختان قطورى وجود دارد.
اين راه آن چنان باريك است كه شتران يكى يكى از آن عبور مىكنند و اغلب مسافران نيز هنگام حركت از اين گذرگاه،از چهار پايان خويش پايين مىآيند و مسير را پياده طى مىكنند.گذرگاه كوهستانى ياد شده معروف به«قلعۀ حرب»است زيرا كوهها طورى در اطراف آن گذرگاه قرار گرفتهاند كه مانند قلعهاى به نظر مىرسد.از آن پس مسافرين به صحرايى وارد مىگردند كه به«ينبع البحر»راه دارد؛در راه ياد شده،پس از «حمراء»در نيمۀ شرقى آن«حوازم»و در نيمۀ غربى آن«احامده»مسكن گزيدهاند.
ميانگين مسافت بين«مدينه منوره»و«ينبع»230 كيلومتر فاصله است و در صورتى كه 450 كيلومتر مسافت ميان مدينه و مكه را،بدان اضافه نماييم و نيز چنانچه 40 كيلومتر مسافت رفت و برگشت ميان مكه و عرفات و 80 كيلومتر فاصلۀ جده به مكه را به آن بيافزاييم،مجموع آنها به هشتصد كيلومتر مىرسد كه اين مقدار مسافت،فاصلهاى است كه هر حاجى هم اكنون از راه خشكى آن را طى مىنمايد.هنگامى كه حاجيان به«ينبع» مىرسند،در انتظار كشتى مىمانند تا به سوى كشورشان مسافرت كنند.غالباً اين افراد،به علت كمبود كشتىهاى مسافرى چندين روز را در آن جا در انتظار به سر مىبرند و در اين مدت دچار سختى و مشقت فراوان مىگردند.علت سختى،آلودگى محيط و به ويژه بهداشتى نبودن آب خوراكى آن است كه افراد به بيمارىها و امراض فراوانى