362در اين هنگام در دو سوى مسير،گروهى از سربازان پياده عثمانى به همراه افسران خويش براى اداى احترام صف كشيده بودند.
پس از استراحت كوتاهى،خديو از هيئتها و نمايندگان استقبال كرد و آن چنان از روى لطف و صفا با آنان برخورد نمود كه همگى در هنگام خروج از آنجا،از برخورد بزرگ منشانه ايشان سپاسگزار و خوشحال به نظر مىرسيدند! خديو آن روز را به پذيرايى از استقبال كنندگان و صدور فرمان جهت رسيدگى به فقرا و نيازمندان اين قبايل،به ويژه آنها كه در ركاب ايشان حضور داشتند،سپرى نمودند.علاوه بر موارد فوق به فرمان ايشان بين تمامى خدمتگزاران ركاب خديوى،از زنبوركچىها و سقايان و بار بندان،تا كارگران خيمهها و فراشها،لباسهايى در آن روز تقسيم گرديد كه مىتوان گفت آن روز بسيار پر خاطره و زيبا بود و زبان همه بر حمد،سپاس و دعا براى حضرتش،به درگاه بارى تعالى مشغول بود.
در عصر آن روز،به فرمان خديو،پاسداران سوارۀ خديوى و برخى از گروههاى پياده،به سوى ايستگاه«علا»حركت كردند،تا در آنجا منتظر مراجعت ايشان از مدينه باشند.به فرمان خديو قطارى مهيا گرديد كه در شب آن روز،گروهى از پاسداران و خدمتكاران و برخى از رجال دربارى همراه را،همراه خيمهها و وسايل مورد لزوم براى نصب،به مدينه ببرد؛اما قطار مخصوص خديو و والا حضرت والده،در پگاه روز 7 ژانويه از«بدايع»حركت كرد.
اولين،قطار ابتدا«وادى حمض»را پشت سر گذاشت و صبح روز بعد به ايستگاه «جدّاعه»رسيد،اما قطار در اين نقطه از سوى رييس ايستگاه متوقف گرديد،زيرا سيل در فاصله دو كيلومترى از آنجا موجب انهدام يكى از پلهاى راه آهن گرديده بود.اين خبر به صورت تلگرافى به خديو مخابره گرديد.ايشان نيز به محض رسيدن به ايستگاه«هديه»، پيش از غروب،قطار مركب خويش را امر به توقف نمودند و خودشان به وسيلۀ لكوموتيو،به سوى ايستگاه«جداعه»كه در فاصله بيست كيلومترى از آن جا واقع شده بود حركت نمودند.ايشان پس از آن كه از نزديك قسمت حادثه ديده را ملاحظه نمودند، گفتند:«اين خرابى نمىتواند كمتر از دو روز اصلاح گردد»بنابراين دستور دادند كه قطار