352بنا به تقاضاى آنان،از محضر خديو و با هزينۀ شخصى حضرتش آنان را از اين ديار تا مقصد،مىبرد.سپس به دنبال آنان كاروان والا حضرت والدۀ خديو حركت كرد و در نيمههاى شب حدود ساعت سه پس از غروب به سلامت به بحره وارد شدند.
خديو پس از نماز عشا،طواف وداع را انجام داد و از آن پس با رجال همراه خويش حركت را از مكه آغاز نمودند.
هنگام خروج خديو از دروازۀ مكه،شريف،جانشين والى و تعداد بسيارى از اشراف و بزرگان،گرد هم آمدند و ساعتى را به قصد توديع همراه كاروان خديو سپرى نمودند.در اين فاصله،همگى از همت بلند و كوششهايش به نحو احسن تشكر و سپاسگزارى كردند و خديو نيز از مهماننوازى و برخورد آنان سپاسگزارى نمود و خداحافظى كرد.
بعد از آن فرزندان شريف،جناب مكتوبچى ولايت و شريف ناصر-كه از سوى شريف بزرگ به عنوان مهماندار خديو در طول سفر پر بار وى در ديار حجاز تعيين گرديده بودند-با او به راه افتادند.كاروان در نيمههاى شب به سلامتى به«بحره»وارد گرديد.روز 27 دسامبر را در آن جا به سر بردند و سپس كاروان به سوى جده به راه افتاد.
در ميان راه،كاروان خديو به هر پادگانى كه مىرسيد،سربازان مستقر در آن جا،براى اداى احترام به سر راه كاروان مىآمدند و مراسم ويژهاى انجام مىدادند.هنگامى كه كاروان به نزديكىهاى جده رسيد،قائممقام 1و جناب فرماندۀ ارتش (\ قومندان) به همراه جمع بسيارى از بزرگان و اعيان شهر در انتظار تشريف فرمايى او به انتظار ايستاده بودند.
سپس همگى در پى كاروان خديو به راه افتادند،تا اين كه در نيمههاى شب به پاى پله قرنطينه رسيدند.در اين جا خديو به همگى آنان سلام داد و از زحمات آنان قدردانى نمود از آن پس بر قايق بخارى سوار شد و همراه برخى از رجال دربارى خويش،به سوى كشتى مخصوص به حركت درآمدند.
اين در حالى بود كه والا حضرت والده،پيش از آنها سوار بر كشتى فوق الذكر