315مىكردند.در اين زمان«سائبه» 1،«بحيرة» 2و«حامى» 3نزد عرب به وجود آمدند و از آن پس عربها اين چهارپايان را به بتهاى خويش تقديم مىداشتند و اين رسم همچنان در ميان آنان معمول بود تا اين كه اسلام ظهور كرد و تمامى آن سنتها را تحريم نمود.
برخى از اين سنتها تا كنون ميان بعضى از خدمتگزاران ضريحها در دهكدههاى مصر باقى مانده است.بدين صورت كه آنان گوسالهاى كوچك را در ميان باغهاى دهكده خود رها مىسازند و اعلان مىنمايند كه اين گوساله متعلق به صاحب اين قبر مىباشد.
بنابراين گوساله ياد شده با آزادى كامل در اين باغ و مزرعه ديگرى بدون هيچ گونه محدوديتى مىچريد و صاحبان آن مزارع و باغها جرأت اهانت و يا طرد او را نداشتند زيرا از صاحب قبر ياد شده كه گوساله در حمايت او است بيم داشتند.گوساله آزاد بود تا اين كه سرانجام در زمان تولد آن،خدمه گوسالۀ چاق و فربه شده را مىگرفتند و پس از ذبح آن،از گوشت آن استفاده مىنمودند.
اما قربانىهاى خونى به سه قسمت تقسيم مىگرديد:قربانى كه آتش زده مىشد، قربانى كه كفاره گناهان بود و قربانى كه به پاس سلامتى اهدا مىشد.
اما نوع اول را آتش زده و به استثناى پوست آن كه سهم كاهن مىگرديد چيزى از آن باقى نمىماند.
و قربانى نوع دوم مقدارى از آن را به آتش مىكشيدند و باقى مانده آن را كاهنان مىخوردند.اما سومى اختيارى بود و گوشت آن براى همه حلال بود.