288مسكونى،براى تبرك و شفا ارسال مىنمايند.
لازم به تذكر است كه پس از به وجود آمدن راه آهن از«يافا»به بيت المقدس،بر تعداد حاجيان بيت المقدس نيز افزوده گرديد.
عربها نيز بيست و پنج قرن پيش به سوى كعبه آمدهاند و مراسم حج را به جاى مىآوردهاند.زيرا آنان با توجه به اختلاف دينى و مذهبى و الهههاى خود،همگى در اعتقاد به اين كه كعبه بيت اللّٰه است،مشترك بودهاند.
آنان همه ساله به سوى كعبه رو مىآوردند و بدون آن كه گروهى آن را فقط از آن خود بپندارد برگِرد آن طواف مىكردند.عربها همگى معتقد بودند،كه كعبه خانه خداست كه او خداى همۀ جهانيان مىباشد.
و با توجه به اين كه اكثريت آنان بت پرست بودند،ليكن هيچگاه مجسمه و ساختمان كعبه،مورد پرستش آنان قرار نگرفته است.اما گاه به نام«عبدالكعبه»در تاريخ برخورد مىنماييم مثلاً ابوبكر ابتدا نام عبدالكعبه را بر خود داشت كه پس از اسلام از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله به عبد اللّٰه تغيير داده شد ليكن اين گونه نامگذارى،تنها براى تجليل و احترام كعبه بوده است،همچنان كه تسميۀ عبدالنبى كه مشابه آن است در ميان مسلمانان به كار مىرفته است.با آن كه در اين مورد از سوى دين كراهت وارد شده است.همچنين شنيده نشده است كه حجر الاسود با احترام ويژهاى كه براى آن قايل مىباشند،مورد پرستش آنان قرار گرفته باشد.آنان اعتقاد داشتند كه حجر الاسود از آسمان نازل گرديده است همچنان كه فقهاى ما نيز بر اين عقيده مىباشند،ليكن ما نمىدانيم كه اين سنگ، قطعهاى از شهابهاى آسمانى بوده كه به زمين آمده و يا از راه ديگر نازل گرديده است.
به هر صورت اين سنگ داراى جايگاه ويژهاى نزد عرب بوده است.به طورى كه به هنگام جنگ ميان«أياد»و«مضر»از بنى نزار حجر الاسود در دست أياد قرار گرفت.وى آن را از جايگاهاش خارج ساخت و در كنار كوه«ابوقبيس»مدفون گردانيد.در اين ميان زنى از «خزاعه»جريان پنهان كردن سنگ را نظاره مىكرد وى قوم خويش را آگاه نمود.
«خزاعيان»كه از محل پنهان شدن حجر الاسود با خبر گرديدند با مضر شرط بستند در صورتى كه حجر الاسود را پيدا كنند و به جايگاه آن بياورند،ولايت خانه را در به