200نظامى آن صرف نموده بود.هنگاميكه فرمان خليفه مجدداً صادر گرديد ارتشى را به فرماندهى فرزندش«طوسون پاشا»مجهّز كرد و به سوى«ينبع»فرستاد؛اين لشكركشى در رمضان سال 1226 هجرى اتفاق افتاد در اين حمله پس از تصرف«ينبع»بدون هيچگونه مشكلى تا«صفراء»و حتّى بعد از آن پيش رفتند.در اين مكان درگيرى ميان آنان و«عثمان مضايفى»-حاكم طايف كه از سوى«سعود»تعيين گرديده بود-درگرفت.
او كه جمع بى شمارى از وهّابيان را همراه داشت ارتش مصر را شكست داد و جمعِ آنان از هم پاشيد،آنچنانكه«طوسون»به«قصير»رفت و در آنجا به انتظار دستور پدر باقى ماند.
در محرم سال 1227 هجرى«محمدعلى»سپاه ديگرى را آماده كرد و از راه دريا به سوى«ينبع»فرستاد و به«طوسون پاشا»نيز دستور داد كه به سوى آنها برود و آنان را رهبرى نمايد.در ماه صفر سپاه ديگرى را آماده كرد و به فرماندهى«صالح آغا سلحدار»از راه خشكى به اين ديار فرستاد.از آن پس همچنان سربازان و ذخاير جنگى خود را از راه خشكى و دريا به«ينبع»مىفرستاد و در آن جا نيروى عظيمى به وجود آورد.در اين هنگام«طوسون»نيز با شريف مكاتبه داشت و در مسايل مختلف نظر او را خواستار مىشد و راهنماييهاى او را عملى مىساخت.همچنين يكى از اقدامات وى اين بود كه به سوى بزرگان«حرب»پيك فرستاد و به هنگام ورود آنها استقبال گرمى از آنان بعمل آورد و اموال و خلعتهاى فراوانى در اختيار آنان قرار داد و سپس همگى در خدمت او حركت كردند و در ماه ذىالقعده به مدينه منوره وارد گشتند و كليۀ وهّابيان را از آن شهر اخراج نمودند.گروهى ديگر از لشكريانى كه در«ينبع»حضور داشتند از راه دريا رو به سوى«جدّه»نهادند و بدون هيچگونه مزاحمتى بدان شهر وارد گرديدند.هنگاميكه سربازان وهّابى از اين پيروزى اطلاع يافتند مكّه را ترك كرده و قلعهها را خالى نمودند.
سپس گروهى از سربازان مصرى،از جدّه به مكّه عزيمت كردند و به هنگام ورود به آن شهر با احترام و تكريم فراوان از سوى«شريف غالب»مورد استقبال قرار گرفتند.آنان نيز پس از ورود كليۀ قلعه ها را به تصرف خويش درآوردند و هنگاميكه اين خبر به گوش سربازان وهّابى مستقر در طائف رسيد همگى آنجا را به سوى«درعيه»ترك گفتند.از آن