183«محمدبن بركات»همچنان امير مكّه و ولايت حجاز بود تا اينكه سرانجام در سال 903 هجرى درگذشت و فرزندش«بركات»پس از او به اميرى مكّه برگزيده شد امارت مكّه همچنان در دست او و برادرانش دست به دست مىگشت تا اينكه در سال 910 هجرى خودش به تنهايى عهدهدار آن گرديد و در سال 918 هجرى«سلطان غورى»نمايندهاى به سوى او فرستاد و او را به مصر دعوت نمود.ليكن او عذر آورد و فرزندِ خود شريف ابونمى را-كه هشت ساله بود-به نيابت از خود به مصر فرستاد.
سلطان پس از پذيرايى گرمى كه از او به عمل آورد،او را به سوى پدر فرستاد در حالى كه وى را در ولايت مكّه و سرزمينهاى حجاز شريك پدر گردانيد.
هنگاميكه«سلطان سليم»-در سال 922 هجرى-بر مصر غلبه كرد آن دو را بر امارت مكّه ابقا كرد.شريف«ابونمى»كه براى ديدارش به مصر سفر كرد مورد استقبال گرم او قرار گرفت،سپس دستور قتل«حسين آغا كردى»را-كه از سوى غوريان بر جدّه حكومت مىكرد-همراه او فرستاد.وى هنگاميكه به جدّه رسيد،«آغا»را دستگير كرد و غرق نمود و شخص ديگرى را به جاى او منصوب كرد و از اين پس سرزمين حجاز و يمن زير نفوذ دولت عليّه (عثمانى) قرار گرفت.
شريف«ابونمى»در ميان اشراف،انسان دوستى آزاده به شمار مىآمد كه از نظر عقل و تدبير و فضل و دانش و تدبير امور در مقامى بس نيكو قرار داشت.اشراف«بنى حسن»(كه هم اكنون حكومت مىكنند) و«بنى زيد»و«بنى بركات»(كه پيش از «محمدبن عون»حكومت مىكردند) و«بنى ثقبه»(كه در سرزمين عرب پراكندهاند) همه آنها از نسل او به شمار مىآيند.
«ابونمى»در سال 992 هجرى وفات نمود و پس از او فرزندش شريف«حسن» امارت را بدست گرفت؛او كه شخصى عالِم،فاضل و اديبى دانشمند بود،به پيروى از روش پدر در ادارۀ امور آن مكان گام برمىداشت و در كارهاى خود عدالت و بخشش و صفات برجسته اخلاقى و نيكو را كه از پدر به ارث برده بود،به اجرا درآورد.او سرسلسلۀ اشراف حسنى بود كه«محمدبن عون»جدّ خانوادۀ حاكم كنونى نيز از آنها است.