165نظر داشته باشد،مىتواند از ورود اين بيمارى در بين حاجيان بيت اللّٰه الحرام و گرفتار شدن زايران به آن جلوگيرى بعمل آورد.
شيوع بيمارىِ وبا در سالهاى 1890،1892،1893،1895،1902 ميلادى،در موسم حج و در ميان حجّاج با شدت بيشترى صورت گرفته و انبوهى از آنان را به كام مرگ فرستاده است.
هم اكنون مكّه داراى بيمارستان معروفى است بنام«شفخانه الخاصكيه»كه از خيرات«خاصكى سلطان»همسر«سلطان سليمانِ قانونى»بنا گرديده است؛اين بيمارستان داراى چهار شعبه در نواحى مختلف مكه است،دو شعبه در راه مسعىٰ و يكى در ادارۀ بهداشت،واقع در«جياد»و چهارمين شعبه كه بيشتر شبيه به دكان عطارى است بيشتر داروهاى آن فاسد گرديده است،بطوريكه ضرر آن بيش از سود آن به نظر مىرسد.
در هر صورت توجّه به نكات ومسايل بهداشتى در مكّه بسيار اندك و ناچيز مىباشد.زيرا اعتماد آنان بيشتر بر طبّ كهن است كه بر اين اساس درمان بيشتر بيماريها از راه سوزاندن و حجامت و داغ كردن شديد،صورت مىپذيرد.اين گروه به برخى از داروهاى سنّتى شرقى مانند«مُرِّمكّى»و«صبر زرد»بيش از طِبّ جديد اعتقاد دارند.
والا حضرت خديو در انديشۀ ايجاد بيمارستانى در مكّه بودند و در اين راستا پزشك و داروسازى را نيز براى آن تعيين نمودند،ليكن اين دو نتوانستند مأموريت خويش را به انجام رسانند و بصورت موقّت خدمتكارانى كه از سوى ادارۀ بهداشت وابسته به اوقاف،در زمان حجّ تعيين شده بودند و مركز آنان در«تكيۀ مصريها»بود انجام وظيفه مىكردند كه بحق مىتوان گفت:«در كار خويش موفق و مؤثر بودند».هزينهاى كه بطور سالانه جهت انجام اين مأموريت خرج مىگرديد به بيش از هفتصد جنيۀ مصرى مىرسيد كه در اين جا لازم است از كوششهاى هيئت بهداشتى همراه محمل مصرى كه تمامى حجّاج را تحت پوشش قرار داده و فرقى ميان حاجيان مصرى و غير از آن قايل