138نخواهند توانست با اين وضع ادامه دهند.
بارى، سال گذشته ما سرشار از چنين حوادث كمنظير و شگفت آور بود، و جز آن، رشد حركتهاى اسلامى و بيدارى مسلمين و اصرار آنان بر بازيافتن هويت اسلامى و مبارزه با قدرتهاى قُلدر و مُعارض، در بسيارى از مناطق عالم به خصوص در فلسطين عزيز و برخى كشورهاى شمال آفريقا و خاورميانه، نيز از مميّزات برجسته اين سال بود.
بسيارى از اين حوادث مهم و عبرتانگيز، بيواسطه يا با واسطه از اسلام، متأثّر بوده است و بر روى هم وضعيت جديدى را براى اسلام و مسلمين به وجود آورده كه وظيفه همه ملتهاى اسلامى است آن وضعيت را درست بشناسند و بدون فوت وقت نسبت به آن، موضعى يكپارچه و متين و منطبق با محاسبه اتخاذ كنند.
اين وضعيت جديد داراى دو بخش يا عنصر است:
اوّل اينكه تفكر اسلامى و هويت اسلامى در گستره جهان، از شوكت و عزّت و نشارط بيشترى برخوردار گشته و اسلام به صورت يكى از برجسته ترين حقايق موجود عالم، در سرتاسر جهان مطرح گرديده است.
و دوم آنكه قدرتهاى مسلّط جهان در موضع صريحترى از خصومت نسبت به اسلام و مقاصد اسلامى قرار گرفتهاند، و تحقيقاً يكى از فصول اصلى در نظم نوين پيشنهادى آمريكا براى جهان پس از سقوط كمونيسم، فصل اسلام زدايى و مقابله با رشد روز افزون حركتهاى اسلامى است.
هركس اظهارات و اقدامات سردمداران رژيم آمريكا را درباره اسلام، و نهضتهاى اسلامى معاصر، و كشورها و ملتهايى كه دم از گرايش به اسلام مىزنند و مدعى يا آرزومند تشكيل نظام اسلامى اند، تعقيب كند از عمق كينهيى تمام نشدنى به اسلام و نظام اسلامى اطلاع مىيابد.