62جملۀ (مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ) كه از زبان مشركين نقل شدهاست، بيانگر انگيزۀ مشركين از پرستش بتها مىباشد. يعنى؛ ما بتها را در زندگى و سرنوشت خود مؤثر نمىدانيم، امّا آنها را مىپرستيم تا بدين وسيله به خداوندمتعال نزديك شويم.
در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: با توجه به آياتى كه گذشت، ترديدى باقى نمىماند كه مشركين بتها را ارباب و آلهه خود مىدانستند و از آنان باران، عزت، پيروزى و ساير امورى كه از شئون خداوند است، طلب مىكردند. با اين حال، چگونه مىتوان تنها هدف عبادت بتها را تقرب به خداوند دانست؟ ناگزيربه اين نتيجه بايد رسيد كه آنچه مشركين به زبان مىگفتند و مدعى آن بودند، در ضمير و ذهن خود به آن معتقد نبودند. لذا قرآن در پايان آيۀ مذكوراضافه مىكند: «إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ هُوَ كٰاذِبٌ كَفّٰارٌ» و به اين حقيقت اشاره مىكند كه مشركين در ادعاى خود دروغ مىگفتند و انگيزۀ آنان از عبادت بتها، انگيزهاى دنيايى و رسيدن به عزت، اقتدار، پيروزى بر حريف، رفاه، فراوانى، شفا و شفاعت بوده است.
از آنجا كه در اين فصل، تبيين ماهيت عبادت و عناصر تشكيل دهندۀ آنبه طول انجاميد، بيان تعريف عبادت را به فصل آينده واگذار مىكنيم.