61با توجّه به مطالب مذكور، روشن مىشود كه ماهيت و حقيقت عبادت از دو عنصر تشكيل شده است:
اول: عنصرى كه مربوط به جوارح و اعضاى بدن انسان است و نشانگرتعظيم و خشوع او مىباشد.
دوم: عنصرى كه مربوط به عقيدۀ انسان خاضع نسبت به معبود است و اورا به گونهاى، خالق، ربّ يا زمامدار سرنوشت انسان - تمام يا جزيى از آن - مىداند.
ماهيت عبادت و پرستش به اين دو عنصر وابسته است و در صورت نبود يكى از آن دو، پرستش محقق نمىشود.
سئوالى كه اينجا مطرح است اينكه: اگر اعراب جاهلى، معتقد به ربوبيّت آلهه بودهاند، چرا قرآن به نقل از آنان، هدف از عبادت بتها را تقرب و نزديكىبه خداوند متعال معرفى مىكند؟
(أَلاٰ لِلّٰهِ الدِّينُ الْخٰالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ إِنَّ اللّٰهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مٰا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ هُوَ كٰاذِبٌ كَفّٰارٌ) . 1
«آگاه باشيد! كه دين خالص از آن خداست و آنها كه غير خدا را اولياء خود قرار دادند، [دليلشان اين بود كه:] اينها را نمىپرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند. خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مىكند. خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران كننده است هرگز هدايتنمىكند».