149
عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسٰالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لٰكِنْ لاٰ تُحِبُّونَ النّٰاصِحِينَ ) . 1
«سرانجام زمين لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان [تنها] جسم بى جانشان در خانههايشان باقى مانده بود . [صالح] از آنها روى برتافت و گفت:«اى قوم!من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم ولى [چه كنم كه] شما خيرخواهان را دوست نداريد».
اين آيه در بارۀ قصۀ صالح عليه السَّلام پيامبر است. وقتى صالح قوم خود را به پرستشخداوند و نيازردن ناقه سفارش كرد و آنان بر عكس، به كشتن ناقه و سرپيچىاز دستور خداوند پرداختند، عذاب الهى آنان را در برگرفت و آنان را در سرزمين خود مدفون ساخت.
اينجا بود كه صالح با قوم هلاك شدۀ خود اين چنين سخنگفت:
(فَتَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسٰالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لٰكِنْ لاٰ تُحِبُّونَ النّٰاصِحِينَ ) .
دليل اينكه اين سخنان، پس از هلاكت و مرگ قوم اوست، آن كهكلام او با عبارت «فتولى عنهم» شروع شده است. وجود حرف«ف» (به معنى سپس) در (فتولّى) نشان دهندۀ تأخير زمانى اين عبارات از هلاكت مردم است.
بنابراين اگر ارتباطى بين زندگى دنيا و برزخ نبود، صالح عليه السَّلام