136انس مىگويد: «پس از اين دعا باران باريدن گرفت».
اين حديث را بخارى عيناً در كتاب صحيح خود آورده است و نشان مىدهد عمر ابن خطاب در ضمن دعا و استسقا، متوسل به شخص و شخصيّت عموى پيامبر و قداست و قرابت اوبه پيامبر صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم شده است، نه آنكه از او درخواست دعا كند.
شاهد اين گفتار، عبارات دعاى عمر است كه گفت:«اللّهم انّا كنا نتوسّل اليك بنبيّنا فتسقينا و انا نتوسل اليك بعمّ نبيّنا فاسقنا».
اين جملات مىرساند، خليفۀ دوم شخصاً براى استسقاء دعا نموده است و در ضمن دعاى خود، متوسل به عموى پيامبرصلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّم و قرابت او به رسول خدا صلَّى اللّٰه عليه و آله و سلَّمشده است.
* * *
ج . توسل به حقّ پيامبر و انبياء و صالحين
نوعى ديگر از توسل، توسل به حق انبياء و فرستادگان الهى است.
يعنى توسّل به حقى كه خداوند به آنان تفضّل فرموده و آنان را ذى حق دانسته است. البته اين بدان معنا نيست كه بندگان و اولياى الهى حقى ذاتى بر خداوند دارند وخداوند بايد حق آنان را ادا كند. هرگز! هر حقى از آن خداوند است. امّا خداوند خودْ آنان را ذى حق مىداند و از روى تكريم و پاداش، به آنان حق مىدهد.چنانكه