108روى قبر آنان و نماز گزاردن در آن بودهاند.
قرآن كريم بى آنكه نظرى را تخطئه و محكوم كند، هر دو پيشنهاد را بدين ترتيب نقل مىكند:
(كَذٰلِكَ أَعْثَرْنٰا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَيْبَ فِيهٰا، إِذْ يَتَنٰازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقٰالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيٰاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ،قٰالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً) . 1
«و اين چنين مردم را متوجّه حال آنها كرديم، تا بدانند كه وعدۀ خداوند (در مورد رستاخيز) حق است و در پايانِ جهان و قيامِ قيامت شكى نيست؛ در آنهنگام كه ميان خود دربارۀ كار خويش نزاع داشتند، گروهى مىگفتند:«بنايى بر آنان بسازيد [تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگويند كه] پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است.» ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند [و آن را دليلى بر رستاخيز ديدند] گفتند:«ما مسجدى در كنار [مدفن] آنهامىسازيم. [تا خاطرۀ آنها فراموش نشود]»..
مفسرين معتقدند، پيشنهاد اول از سوى مشركان مطرح شده است.
زيرا در مورد اصحاب كهف گفتهاند (رَبُّهُمْ اعْلَمُ بِِهِمْ) «خدايشان آگاهتر به حالآنان است».
زيرا اين جمله، حاكى است كه آنان از هر نوع اظهارنظر دربارۀ سرنوشت آنان خوددارى كرده و بهطور دربست به خدا واگذار كردند،