91بازگشت عده اى به اين جهان ، نه مخالف حكم عقل است و نه معارض با نقل; زيرا همان گونه كه يادآور شديم به حكم صريح قرآن ، در امت هاى پيشين چنين واقعه اى رخ داده ، واين خود بهترين گواه بر امكان آن است .
«رجعت » تناسخ نيست
برخى از افراد ناآگاه رجعت را با تناسخ يكسان مى پندارند ، در حالى كه چنين تصورى كاملاً بى پايه است ، زيرا تناسخ آن است كه نفس انسانى پس از مرگ بار ديگر حيات خويش را از نطفه آغاز كند و يا به بدن انسان ديگرى تعلق بگيرد ، حال آنكه در رجعت هيچ يك از اين دو امر باطل وجود ندارد . حكم رجعت از اين جهت به سان زنده شدن مردگان در امت هاى پيشين است و در حقيقت رجعت گروهى به اين جهان ، جلوه كوچكياز رستاخيز نهايى است كه در آن همه انسان ها بدون استثناء زنده مى شوند .
شگفت اين جا است كه نخستين كسى كه رجعت را پس از درگذشت پيامبر ( صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ) مطرح كرد ، عمر بن خطاب بود .
ابن هشام مى نويسد : وقتى پيامبر ( صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ) درگذشت ، عمر بن خطاب برخاست و گفت : « گروهى از منافقان گمان مى كنند كه پيامبر مرده است نه خير او نمرده است ، او به سوى خدا رفته ، دو مرتبه باز مى گردد ، به خدا سوگند او بار ديگر برمى گردد و دست و پاى كسانى را كه مى گويند او مرده است - ديگر برنمى گردد - قطع مى كند » . 1
* * *
آنچه گفته شد ، اجمال مفهوم « رجعت » است و آن بازگشت گروهى از