53ايرانيان شهروند درجه دوم شناخته شدند و به عنوان موالى معروف گشتند . پست ترين و كم درآمدترين كارها به آنها واگذار مى شد . 1 خليفه دوم در طواف شنيد دو نفر با هم به زبان فارسى سخن مى گويند . گفت به زبان عربى سخن بگوييد ، زيرا سخن گفتن به زبان فارسى مروت را از ميان مى برد ! 2
ولى آنگاه كه زمام خلافت به دست على ( عليه السَّلام ) افتاد ، او به همگان يكسان مى نگريست . وقتى به ايشان اعتراض شد ، در پاسخ فرمود : در كتاب خدا فرقى بين فرزندان اسماعيل و غيره نمى بينم . 3
همين يكسان نگرى مايه گرايش آنان به على و خاندان او گشت ، به ويژه آن كه تحقير موالى در دوران امويان به اوج خود رسيد و تاريخ ، تمام اين تحقيرها و بى عدالتى ها را به ثبت رسانده است .
ب. مهاجرت اشعريان يمنى به قم
فرزندان سعد بن مالك به نامهاى عبداللّه و احوص ، از شيعيان على ( عليه السَّلام ) در يمن بودند . آنان از ستم هاى امويان به ستوه آمدند . آنگاه كه زيد بن على در سال 121هجرى قيام كرد ، احوص ، فرماندهى سپاه زيد را برعهده گرفت . چون سپاه زيد مغلوب گشت ، او دستگير شد و به زندان افتاد . پس از چند سال آزاد شد و با برادر خود عبداللّه تصميم گرفتند عراق را به قصد قم ترك كنند و همگى با خانواده هاى خود وارد قم شدند و از همان زمان ، قم به عنوان مركز تشيع در ايران شناخته شد . به تدريج بستگان آنان كه همگى از قبيله اشعرى بودند ، به قم آمدند و يك مركز حديثى و علمى و پايگاه شيعى را پديد آوردند . توضيح بيشتر را در