134
«اَلَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كٰانُوا هُمُ الْخٰاسِرِينَ». 1
« گروهى كه شعيب را تكذيب كردند ، تو گويى در آن ديار نبودند . گروهى كه او را تكذيب كردند ، زيانكاران بودند » .
«فَتَوَلّٰى عَنْهُمْ وَ قٰالَ يٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسىٰ عَلىٰ قَوْمٍ كٰافِرِينَ». 2
« از آنان روى برتافت و گفت : اى قوم من ، من پيام هاى خدايم را به شما رسانيدم و شما را نصيحت كردم . چگونه بر گروهى كه كافرند ، اندوه بخورم ؟ » .
شيوه استدلال در اين آيه با آيه هاى مربوط به قوم صالح يكى است .
3. پيامبر ( صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ) با ارواح انبياء سخن مى گويد
«وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنٰا أَ جَعَلْنٰا مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ». 3
« از پيامبران پيشين بپرس آيا غير از خداى رحمان ، خدايى قرار داديم كه مورد پرستش قرار گيرد ؟ » .
ظاهر آيه اين است كه پيامبر مى تواند با پيامبران گذشته ، كه در جهان ديگر به سر مى برند ، تماس گرفته و از آنان موضوع وارد در آيه را بپرسد ، از طرفى ، تا زمانى كه دليل عقلى بر امتناع سؤال از آنان گواهى ندهد ، ما حق نداريم دست از اين ظاهر برداريم .
تا اين جا ، محور استدلال آيات قرآنى بود ، اكنون وقت آن رسيده است كه از دريچه روايات به اين موضوع بنگريم و در اين قسمت به يك رويداد