133آيه نخست ، حاكى از آن است كه قوم صالح ، از او عذاب الهى درخواست كردند . آيه دوم بيان مى كند كه عذاب الهى فرا رسيد و همه آنان را نابود كرد . و سرانجام ، آيه سوم حاكى است كه حضرت صالح پس از مرگ و نابودى آنان را با جمله « يا قَوم » مورد خطاب قرار داد و گفت : من پيام هاى الهى را رسانيدم ولى شما نصيحت گويان را دوست نمى داريد .
گواه روشن بر اينكه حضرت صالح پس از نابودى با آنان سخن گفت ، سه چيز است :
1 . چينش و ترتيب آيات به شكلى كه گفته شد .
2 . حرف « فا » در لفظ « فَتَولى » كه دالّ بر ترتيب است ، يعنى پس از نابودى آنان ، از آنها روى برتافت و به آنان چنين گفت : من پيام هاى پروردگارم را به شما رساندم الخ .
3 . جمله «وَ لٰكِنْ لاٰ تُحِبُّونَ النّٰاصِحِينَ» مى رساند كه آنان چندان در عناد و شقاوت فرو رفته بودند كه پس از مرگ نيز افراد پند ده و اندرزگو را دوست نمى داشتند .
ظاهر آيه اين است كه او با ارواح امت خود به طور جدّى سخن مى گويد و آنان را مورد خطاب قرار مى دهد و از عناد مستمرّ آنان كه پس از مرگ نيز با آنان همراه بود خبر مى دهد ، و مى گويد : هم اكنون نيز ناصحان را دوست نمى داريد .
2. شعيب ( عليه السَّلام ) با ارواح قوم خود سخن مى گويد
«فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دٰارِهِمْ جٰاثِمِينَ». 1
« زمين لرزه آنان را فرا گرفت ، و در خانه هاى خود هلاك شدند » .