126افرادى كه در شرايط عادى مادى نگرند در اين شرايط عارف و دلباخته معنويت مى گردند .
اولياء الهى ، و عارفان وارسته ، آينه كمال و جمال مطلقند ، توسل به آنان ، در حقيقت توسل به قدرت مطلقه است كه اين آينه از آن حكايت مى كند ، نگرش به آئينه نگرش طريقى است نه موضوعى .
تفاوت نگرش وهابى كه مانع از توسل به اولياء الهى است ، با نگرش موحدان جهان در اين نقطه خلاصه مى شود ، وهابى به آنها از ديده موضوعى مى نگرد ، و به آنها اصالت مى بخشد و سرانجام در دام شرك مى افتد .
در حالى كه موحدان جهان ، به آنها از ديده طريقى مى نگرند و از اين گذرگاه از خدا مسئلت مى نمايند .
اميرمؤمنان ( عليه السَّلام ) دو نوع دنياخواهى را كه يكى ممدوح و ستوده ، وديگرى ، مذموم و نكوهيده است ، در يك جمله بس زيبا و پرمغز بيان مى كند و مى فرمايد :
مَنْ أَبْصَرَ بِها بَصَّرَتْهُ ، وَمَنْ أَبْصَرَ إِلَيْها أَعْمَتْهُ . 1
تفاوت اين دو نگرش در « بها » و « إليها » خلاصه مى شود در يكى نگرش وسيله اى است ، در ديگرى نگرش آمالى است .
دنيا در نگرش طريقى و راهبردى بسيار ممدوح است كه در حقيقت مقدمه حيات اخروى ، ولى در همان دنيا در نگرش موضوعى كه هدف و غايت باشد ، مايه كوردلى است .
عمر بن خطاب در يكى از سال هاى قطحى در ميان هزاران صحابى ، به عموى پيامبر ، عباس متوسل مى شود ، زيرا پيوند با پيامبر دارد كه او از بندگان مقرب خداست ، توسل به عمو و برادرزاده همگى طريقى است به سوى خدا ، و توسل به ذيل دامن الهى .