107اين كه در پرتو عبادت و بندگى ، نه تنها حوزه بدن تحت فرمان و محل نفوذ اراده انسان قرار مى گيرد ، بلكه جهان طبيعت نيز مطيع انسان مى گردد و آدمى به اذن پروردگار جهان ، در پرتو نيرو و قدرتى كه از تقرب به خدا كسب نموده است ، در طبيعت تصرف مى كند و مبدأ يك سلسله معجزات و كرامات مى شود و در حقيقت قدرت تصرف و تسلط بر تكوين پيدا مى كند .
قرآن و كرامات اوليا
قرآن يك رشته كراماتى را از انبياى الهى نقل مى كند كه بر اثر كمال نفسانى ، به اذن خداوند مى توانستند در تكوين تصرف كنند . اينك به صورتى گذرا به آنها اشاره مى كنيم :
1. تصرف يوسف براى بينايى پدر
يعقوب بر اثر مفارقت يوسف ، ساليان درازى گريه كرد و در آخر عمر بينايى خود را از دست داد ، پس از سال ها ، يوسف به فردى مأموريت داد كه به كنعان برود و پيراهن او را بر چهره يعقوب بيفكند تا بينايى خود را باز يابد . مژده رسان آمد و دستور او را عمل كرد ، و در همان لحظه او بينايى خود را باز يافت .
فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً.
1
« هنگامى كه مژده رسان آمد ، پيراهن يوسف را به صورت او افكند او بينايى خود را بازيافت » .
شكى نيست كه مؤثر واقعى خداست ، ولى خدا به « سبب » كه همان خواست يوسف است ، اين توان را بخشيده است كه اگر اراده چيزى كند ،