104توضيح اين كه از نظر آيين اسلام ، انسان دو نوع زندگى دارد :
1 . حيات ظاهرى ،
2 . حيات معنوى و انسانى .
« حيات ظاهرى » همان حيات حيوانى است كه تمام بشر آن را دارا است و اسلام براى جلوگيرى از هر نوع افراط وتفريط ، برنامه خاصى براى اين نوع حيات تنظيم كرده است ، برنامه اسلام علاوه بر اينكه بهزيستى انسان را در جهان ماده فراهم مى سازد ، راه را براى تحقق حيات معنوى نيز هموار مى نمايد .
« حيات معنوى » انسان از اعمال و نيّات او سرچشمه مى گيرد و نتيجه آن سعادت و خوشبختى و يا شقاوت و بدبختى او مى باشد .
دستورات اسلام و نواميس دينى هر چند در ظاهر به صورت مجموعه اى اعمال فردى و يا اجتماعى برگزار مى گردد ، امّا همين دستورات ، يعنى عمل به واجبات و ترك محرمات ، در روح انسان ، كمالاتى پديد مى آورد و در پس پرده حس ذخيره مى سازد .
در پس پرده زندگى ظاهرى ( هنگامى كه زندگى ظاهرى ، با رعايت نواميس دينى و قوانين الهى توأم باشد ) واقعيتى است زنده ، وحياتى است معنوى كه سرچشمه تمام خوشبختى ها است واين واقعيت همان « ولايت » و يا « قرب الهى » است كه در افراد انسان به طور متفاوت پديد مى آيد و مبدأ يك سلسله آثار شگرف مى گردد .
گروهى ، اسرار دستورهاى اسلامى را در مسائل زندگى خلاصه مى كنند ، و تصور مى نمايند كه اين دستورها تنها براى زيستن است ، غافل از آن كه اين دستورها علاوه بر اينها ، نتيجه ديگرى نيز دربر دارند و آن اين كه انسان در پرتو اين دستورات عملى واجتماعى موفق مى گردد كه روح خويش را از صفات زشت پاك سازد و قرب معنوى وكمال وجودى پيدا كند .