339همگان، نشانۀ رأى او هم هست.
2. راه حدسى، و آن اين كه انسان با يك رشته مقدمات قطع آور و يقين آفرين، به قول امام برسد. هر چند با گوش نشنيده و با چشم نديده باشد؛ مثلاً همگان مىگويند: ماه نور خود را از خورشيد مىگيرد و آن را از حدسيات مىشمارند. حدس در اينجا به معنى گمان نيست، بلكه به معنى يقين است و انسان با يك رشته تجربيات به يقين مىرسد.
در مورد بحث، هرگاه علماى شيعه در چند قرن، بر حكمى اتفاق داشته باشند، انسان حدس مىزند كه يك دليل قطعى در اختيار آنان بوده و آنان به خاطر آن دليل قطعى كه از امام به آنان رسيده، فتوا دادهاند. به اين مىگويند اجماع حدسى؛ يعنى انسان با اينكه نديده و نشنيده، در پرتو يك رشته محاسبات، يقين پيدا مىكند، و هرگز در كاشفيت اجماع ظن و تخمين و استحسان مطرح نيست. اين نوع ادله از آن سلفىهاست كه بر اثر نداشتن نصوص كافى، مجبورند در احكام شرعى به گمانه زنى و تخمين بپردازند و به قياس و استحسان، كه هرگز يقين آفرين نيست، عمل مىكنند.