224ولى تقيه براى خود حدود و مرزهايى دارد. اگر كار به جايى رسيد كه اصل دين در معرض نابودى قرار گرفت يا پاى گناهانى، مانند ريختن خون مؤمن و يا مبارزه با اولياى خدا در ميان آمد، تقيه در اين موارد حرام است. سخن حضرت در اين حديث ناظر به اين موارد است كه تقيه روا نيست.
جملۀ «...خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي مَعْصِيَةِ اللّٰهِ» اشاره به همين حدود است.
اتفاقاً معاويه شش ماه پس از اين سخنرانى امام، بر سراسر كشورهاى اسلامى مسلّط شد. باطل گرايان را مقرّب ساخت و به آنان اموال فراوانى بخشيد و حق طلبان را در هرگوشه و كنارى مىجست و نابود مىكرد.
حضرت دربارۀ اين زمان مىگويد: مبادا با آنها همراه شويد و در جنايات آنها شركت كنيد.
از اين رو است كه شيعيان در اين مورد با معاويه همراهى نكردند.
هرچند بر چوبۀ دار آويخته، يا به صورت گروهى كشته شدند؛ مانند حجربن عدى.