211شتر خلافت بر در خانۀ او زانو زند. انصار بر خدمات خود نسبت به پيامبر افتخار مىكردند. مهاجر به انتساب خود با پيامبر. در اين ميان، آنچه مطرح نبود، خواست خدا و رسول و مصالح اسلام بود.
2 . در واقع از جماعت سقيفه چهار نفر با ابوبكر بيعت كردند؛ دو نفر از مهاجران؛ عمر و ابوعبيده و دو نفر از انصار؛ با نامهاى بشيربن سعد از خزرج، اسيد بن خضير رييس اوسيان. بقيۀ افراد اصلاً مطرح نبودند؛ زيرا رأى شيخ قبيله جانشين رأى همگان بود.
3 . جريان سقيفه (كه ما از آن به صورت كم رنگ، بدون اشاره به گوشههاى سهمگين آن، ياد كرديم) ، حاكى از آن است كه اين بيعت در فضاى بسيار متشنج صورت پذيرفت و تهديد و ارعاب، بدنۀ اخذ بيعت را تشكيل مىداد.
گردآورندۀ اين پرسشها اگر برگى از تاريخ سقيفه را خوانده بود، دربارۀ آن اين همه رجز خوانى نمىكرد.
سرانجام بيعتى صورت پذيرفت كه سعدبن عباده رييس خزرجيان، بهوسيلۀ جن! در بيابان كشته شد و لقب «قتيلالجن» به خود گرفت.
طبرى از عمربن خطاب دربارۀ سقيفه چنين نقل مىكند: «كانت فلتة كفلتات الجاهلية» ؛ 1 «كارى حساب نشده همانند كارهاى دوران جاهليت بود» ، حتى خود عمربن خطاب بعدها بر آن تصريح كرد: «كانت بيعة أبي بكر فلتة، وقى اللّٰه شرّها...» 2 ؛ بيعت ابىبكر كارى نسنجيده بود، خدا شر آن را از ما دور گرداند.»