155خدا صلى الله عليه و آله در مقام بيان موقعيت امامى است كه بايد پس از رحلت خودش بيايد و تكاليف پيامبر (غير از تلقى وحى و تشريع) ، بر دوش او است.
آنگاه يادآور مىشود: مردان مؤمن كسانى هستند كه به پيامبر ايمان مىآورند و او را تقويت و يارى مىكنند.
ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله ، ايمان به همۀ چيزهايى است كه بر او نازل مىشود و يكى از آنها امامت اميرمؤمنان و ديگر جانشينان اوست.
در حقيقت امام در مقام بيان تفسير و تبيين حدود و قلمرو ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ كه از آنها است ايمان به پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى ايمان به عصمت و اعجاز او و اينكه خاتم و آخرينِ پيامبران است و جانشينش علىبن ابىطالب است. اگر مىگويند: «يعنى بالإمام»، اين جمله ناظر به يكى از امورى است كه بايد بدان ايمان آورد.
3 . حديث سوم كه مىگويد: امام «كظلمات...» را به فلان و فلان تفسير كرده است. از تفسير على بن ابراهيم نقل كرده كه از نظر سند بسيار مخدوش است و اصولاً اين كتاب نگارش على بن ابراهيم نيست بلكه فردى به نام عباس بن محمد است كه كاملاً مجهول و ناشناخته بوده و مطالب آن را از دو نفر گردآورى كرده است كه اين دو، عبارتاند از:
علىبن ابراهيم و زيادبن منذر، معروف به «ابى الجارود».
آنچه كه از على بن ابراهيم نقل كرده مربوط به سورۀ فاتحه و بقره و بخشى از سورۀ آل عمران است و از آيۀ 45 سورۀ آل عمران تا آخر كتاب را از زياد بن منذر، معروف به «ابى الجارود» نقل مىكند و اتفاقاً اين آيه كه در سورۀ نور آمده، مربوط به بخشىاست كه راوى آن زيادبن منذر است.