98طبرانى در المعجم الكبير ذكر كرده است. 1
كسانى كه قائل به منع استغاثه به پيامبر صلى الله عليه و آله هستند گاه به اين روايت استناد مىكنند و اين استدلال از اساس باطل است؛ زيرا اگر آنرا بر ظاهرش بار كنيم مقصود منع استغاثه به حضرت بهطور مطلق است و اين امر با عمل صحابه در تضاد است؛ چراكه استغاثه به حضرت مىكردند و بهواسطۀ او طلب باران مىنمودند، از او درخواست دعا مىكردند و حضرت با شادى و سرور به آنها پاسخ مىگفت. بنابراين بايد آنرا بهگونۀ مناسب با عموم روايات، تأويل نمود تا بتواند در كنار روايات ديگر قرار گيرد.
بنابراين مىگوييم: مراد از اين سخن اثبات حقيقت توحيد در مسائل اعتقادى است و اينكه فريادرس حقيقى فقط خداست و بنده، واسطهاى بيش نيست يا با اين سخن حضرت خواسته است به آنها آموزش دهد كه نبايد از بنده درخواستى را كه قادر بر آن نيست، طلب كرد؛ امورى مانند رستگارى در بهشت، نجات از آتش، هدايت به معنى عصمت از گمراهى و ضمانت ختم به خير گشتن، در زندگى.