77
قصه عتبى در توسل
ابن كثير مىگويد: گروهى از جمله: شيخ ابومنصور صباغ، حكايت مشهورى را از عتبى نقل كردهاند كه گفته است: كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه عرب بيابانى آمد و گفت: السلام عليك يا رسول اللّٰه، شنيدهام كه خداوند مىگويد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً»؛ 1 و اكنون با استغفار از گناهان بهسويت آمدهام و تو را نزد پروردگارم شفيع قرار دادهام، سپس اين اشعار را خواند:
يا خير من دفنت بالقاع أعظمه
پس از رفتن اعرابى، خواب بر من غلبه كرد و در خواب