65است و همچنين توسل به غير آن حضرت پس از وفات حضرت - به دليل اجماع سكوتى صحابه و انكار نكردن آنها توسلعمر را بهعباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله - ثابت مىگردد.
اما از نظر بنده، دليلى وجود ندارد كه توسل را اختصاص به پيامبر صلى الله عليه و آله بدهيم آنگونه كه شيخ «عزالدين بن عبدالسلام» آورده است، بر اين ادعا دو دليل داريم:
1 - آنچه از اجماع صحابه بر توسل به غير پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شد.
2 - اينكه توسل به اهل فضل و علم، درحقيقت توسل به اعمال صالح و برترى و فضل آنان است؛ زيرا افضليت جز به عمل نمىباشد؛ بنابراين اگر كسى بگويد خدايا من بهواسطۀ فلانعالم به تو توسل مىجويم، به اعتبار مقام علمى عالم است و در صحيح مسلم و بخارى و كتب ديگر آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله از سه نفرى كه زير صخرۀ بزرگى گرفتار شده بودند نقل نموده كه هريك از آنها به بزرگترين عملى كه انجام داده بود توسل جست و نجات يافت؛ بنابراين اگر توسل به اعمال نيك جايز نباشد يا شرك محسوب شود وآنگونه كهمتعصبانى مانند «ابن عبدالسلام» و پيروانش قائلند، نبايد دعايشان اجابت شود و نبايد پيامبر بعد از نقل حكايت آنها سكوت كند.
و بدينوسيله معلوم مىشود كه استدلال افرادى كه با استناد به آيات زير از توسل به انبيا و صالحين ممانعت