144چنين مىشود:
«لا تشدوا الرحال إلى قبر إلّاثلاثة مساجد» و چنين سياقى ناهماهنگ بوده و شايسته بلاغت نبوى نمىباشد، چراكه مستثنى از زمره و جنس مستثنى منه نيست و اصل اين است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد و قلب انسان عالم، از نسبت دادن چنين كلامى به پيامبر صلى الله عليه و آله آرام نمىگيرد و جايز نيست كه قبر را بهعنوان مستثنىمنه منظور نماييم.
حال «مستثنى منه» مقدر را مىتوانيم «مكان» فرض كنيم بنابراين فرض روايت چنين مىشود:
«لا تشدوا الرحال إلى مكان إلا إلى ثلاثة مساجد» كه معنى روايت چنين مىشود كه براى هيچ چيزى چه تجارت، چه علم، چه انجام امور خير بار سفر بستن جايز نيست و فقط براى اين سه مسجد جايز است. و چنين تعبيرى باطل و نفسانى است.
بنابراين، روايت مذكور كه مستثنى دارد و مستثنى منه ندارد، به اتفاق زبانشناسان بايد تقديرى داشته باشد و تقدير آن يكى از اين سه احتمال است و وجه چهارمى براى آن متصور نيست:
1 - اينكه تقدير آن لفظ «قبر» باشد و روايت چنين شود:
«لا تشدوا الرحال إلى قبر الا إلى ثلاثة مساجد». اين تقدير بنا بر نظر كسانى است كه استدلال به اين حديث براى تحريم سفر به قصد زيارت مىكنند و مىبينى كه اين تقدير خشك و بىربط است و كسى كه اندك آشنايى به زبان