239
«قُلِ اللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ». 1
- بگو: خدا آفرينندۀ همه چيز و يگانه و غالب است.
بنابراين، توحيد در خالقيّت به صورت كلّى نمىتواند در ميان إلهيّون مورد اختلاف باشد. چيزى كه هست، توحيد در آفرينش دو تفسير دارد كه ما هر دو را يادآور مىشويم:
الف: هر نوع نظام علّى و معلولى و روابط سببى و مسبّبى كه در ميان موجودات وجود دارد، همگى به علّة العلل و مسبّب الأسباب منتهى مىشود و در حقيقت، خالق مستقل و اصيل، خدا است و تأثير غير خدا در معلولهاى خود، به صورت تبعى و اذن و مشيّت او است .
در اين نظريّه به نظام علّت و معلول در جهان، كه علم بشر نيز از آن پرده برداشته است، اعتراف مىشود. ولى در عين حال مجموع نظام به گونهاى متعلّق به خدا است و او است كه اين نظام را پديد آورده و به اسباب، سببيّت و به علّتها، عليّت و به مؤثرها تأثير بخشيده است.
ب: در جهان، تنها يك خالق وجود دارد و آن خدا است و در نظام هستى، هيچ نوع تأثير و تأثّرى، ميان اشيا وجود ندارد و خدا، خالق بلا واسطۀ تمام پديدههاى طبيعى است و حتى قدرت بشر، در فعل او نيز، تأثيرى ندارد.
بنابراين، در جهان يك علّت بيش نداريم و او جانشين تمام آنچه كه علم، به عنوان علل طبيعى معرّفى مىكند، مىباشد.
البته چنين تفسيرى براى توحيد در خالقيّت، مورد عنايت گروهى از دانشمندانِ اشاعره مىباشد ولى برخى از شخصيّتهاى آنان؛ مانند امام الحرمين 2 و در اين اواخر، شيخ محمّد عبده در رسالۀ توحيد، به انكار اين