234
«إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طٰالُوتَ مَلِكاً قٰالُوا أَنّٰى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَيْكُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ». 1
- خداوند، طالوت را براى زمامدارى شما برانگيخت. بنى اسرائيل گفتند:
چگونه او مىتواند فرمانرواى ما باشد، در حالى كه ما شايستگى بيشتر داريم و او ثروتى انبوه ندارند؟ پيامبر آنان گفت: خداى بزرگ، وى را بر شما برگزيده است و به او علم و توانايى جسمى بيشترى عطا كرده، و خدا مُلك خويش را به هر كس كه بخواهد مىبخشد، و خدا داراى احسان گسترده و دانا است.
از آيۀ بالا، نكات زير استفاده مىشود:
1 - ممكن است مصالحى ايجاب كند كه «نبوّت» از «امامت» و زمامدارى، جدا گردد و در يك زمان نبوت از آن كسى و حكومت و زمامدارى از آن فرد ديگرى باشد و هر يك به منصبى كه به وى داده شده، لياقت و شايستگى داشته باشد، و به خاطر امكان تفكيك ميان اين دو منصب، بنى اسرائيل هرگز اعتراض نكردند كه اى پيامبر، تو از او شايستهترى، بلكه در مقام اعتراض گفتند: ما از وى شايستهتر هستيم.
2 - مقامى كه طالوت به دست آورد، از جانب خدا بود و خدا بخشايندۀ اين مقام به وى بود، از آنجا كه مىفرمايد: «إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طٰالُوتَ مَلِكاً»؛ «خداوند، طالوت را براى زمامدارى شما برانگيخت». و نيز مىفرمايد:
«إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَيْكُمْ» «خدا او را بر شما، برگزيده است».
3 - مقام و منصب الهى طالوت، در فرماندهى سپاه خلاصه نمىشد،